محل تبلیغات شما

alimalekan1398



علائم نهایی پیش از ظهور امامان زمان (عج) چیست؟

پاسخ

علائم ظهور حضرت مهدی (عج) بر دو دسته تقسیم می شوند:

الف: علائم حتمی و قطعی؛

ب: علائم غیر حتمی و غیر قطعی که البته در این علائم هم ممکن است اختلاف نظر وجود داشته باشد.

علائم غیر حتمی فراوان هستند و نوعاً بعضی از آنان به وقوع پیوسته است اما علائم حتمی و قطعی هنوز رخ نداده اندبعضی از این علائم قطعی عبارتند از:

1. خروج سفیانی:پیش از ظهور مردی از نسل ابوسفیان در منطقه شام خروج می کند و با تظاهر به دینداری گروه زیادی از مسلمانان را می فریبد و به گرد خود می آورد و بخش گسترده ای از سرزمینهای اسلام را به تصرف خویش در می آورد و بر مناطق پنجگانه شام، حمص، فلسطین، اردن و قنسرین (نام شهری در نزدیکی حلب) و منطقة عراق سیطره می یابد و در کوفه و نجف به قتل عام شیعیان می پردازد و برای کشتن و یافتن آنان جایزه تعیین می کند آنگاه که از ظهور امام زمان باخبر می شود با سپاهی گران به جنگ وی می رود که در منطقه بیداء (بین مکه و مدینه) با سپاه امام (ع) برخورد می کند و به امر خدا همه لشگریان وی به جز چند نفر در زمین فرو می روند و هلاک می شوند.[1]

2. خسف در بیداء:خسف یعنی فرو رفتن و پنهان شدن، و بیداء نام منطقه ای در مکه و مدینه است. ظاهراً لشگر سفیانی در این منطقه که به قصد جنگ با امام عصر(عج) آمده است در زمین فرو می روند.[2]

3. خروج یمانی:سرداری از یمن قیام می کند و مردم را به حق و عدل دعوت می کند این نشانه در منابع عامه نیست ولی در مصادر شیعه روایات فراوانی در این باره وجود دارد. امام صادق (ع) فرمود: قیامهای سه گانه خراسانی، سفیانی، یمانی در یک سال و یک ماه و یک روز خواهد بود و هیچ پرچمی به اندازه پرچم یمانی دعوت حق و هدایت نمی کند و هم فرمود که یمانی از علائم حتمی است.[3]

4. قتل نفس زکیه:زکیه یعنی فرد پاک و بی گناه و کسی که قتلی انجام نداده است و جرمی ندارد. در آستانه ظهور مهدی (عج) در گیرودار مبارزات زمینه ساز انقلاب حضرت مهدی (عج) فردی پاکباخته و مخلص از اولاد حضرت امام حسن مجتبی (ع) در راه امام می کوشد و در این راه مظلومانه به قتل می رسد. روایات گاهی نفس زکیه و گاهی <<سید حسنی>> گفته اند امام باقر (ع) فرمود: بین ظهور مهدی (عج) و کشته شدن نفس زکیه بیش از پانزده شبانه روز فاصله نیست.[4]

5. صیحه آسمانی:منظور از صیحه آسمانی صدایی است که در آستانه ظهور حضرت مهدی در آسمان شنیده می شود و همه مردم آن را می شنوند در روایات تعبیر به <<نداء>> <<فزعه>> <<صوت>> نیز بکار رفته است که ظاهر آن نشان می دهد که هر یک از اینها نشانه جداگانه ای است که پیش از ظهور واقع می شود لکن به نظر می رسد که اینها تعبیر از یک واقعیت است و ممکن هم هست که از سه حادثه جدای از هم خبر داده باشند که اول صداهای هولناکی برآید و همه را به خود متوجه کند (صیحه) و به دنبال آن صدای مهیب و هولناکی شنیده شود که دلهای مردم را به وحشت اندازد (فزعه) و آن گاه از آسمان صدایی شنیده می شود که مردم را به سوی مهدی(عج) فرا می خواند (نداء) روایاتی که از این معنا خبر داده اند از طریق شیعه و سنی فراوان هستند. امام باقر (ع) می فرماید: ندا کننده ای از آسمان نام قائم را ندا می کند پس هر که در شرق و غرب است آن را می شنود و از وحشت این صدا خوابیده ها بیدار و ایستادگان نشسته و نشستگان بر دو پای خویش می ایستند رحمت خدا بر کسی که از این صدا عبرت گیرد و ندای وی را اجابت کند زیرا صدای نخست، صدای جبرئیل روح الأمین است.

آنگاه می فرماید: این صدا در بیست و سوم ماه رمضان خواهد بود در این هیچ شک نکنید و بشنوید و فرمان برید، در آخر روز شیطان فریاد می زند که <<فلانی مظلوم کشته شد>> تا مردم را بفریبد و به شک اندازد. و امام صادق (ع) می فرماید: در ابتدای روز گویند ه ای در آسمان ندا می دهد که آگاه باشید که حق با علی و شیعیان اوست. پس از آن در پایان روز شیطان که لعنت خدا بر او باد از روی زمین فریاد می زند که حق با عثمان و پیروان اوست پس در این هنگام باطل گرایان به شک می افتند هرگاه گوینده ای از آسمان نداء بزند که حق با اولاد محمد(ص) است در آن هنگام ظهور مهدی(عج) به سر زبانها می افتد به گونه ای که غیر از او یاد نمی کنند.[5]

6. خروج دجال:این نشانه در کتب اهل سنت از علائم برپایی قیامت شناخته شده است[6] ولی در منابع روایی شیعه از نشانه های ظهور است. و اشکال ندارد که هم علامت ظهور و هم علامت معاد باشد. چون خود ظهور امام عصر (عج) هم از علائم آخرامان می باشد.

دجال فردی است که در آخر امان و پیش از قیام مهدی (عج) خروج می کند و غیر عادی است و با انجام کارهای شگفت انگیز جمع زیادی از مردم را می فریبد و سرانجام به دست عیسی مسیح (ع) در کنار دروازه rdquo;لدldquo; در منطقه شام به هلاکت می رسد. در مورد دجال نظریه های متعددی طرح شده است مثلا گروهی آن را فردی نامیده اند و دسته ای آن را جریانی می دانند و نه شخص معین که مطرح کردن این امور مجال دیگری را می طلبد.

]

پی نوشت ها

[1]کمال الدین، ص 651. و بحار الأنوار، ج 52، ص 215؛ و کنز العمال، ج 14، ص 272؛ تاریخ غیبت کبری، ص 5 الی 520.

[2]مراصد الاطلاع، ج1، ص239؛ وافی، ج2، ص 442؛

[3]تاریخ غیبت کبری، ص 525، کتاب غیبت نعمانی 252.

[4]منتخب الأثر، 459، تاریخ الغیبه الکبری، ص 511؛ الارشاد، ج2، ص374؛ اعلام الوری، ص 427.

[5]تاریخ ما بعد الظهور/176 ـ کشف الغمه ج3، ص 260 ، وافی، ج 2، ص 445 ـ 446،

[6]سنن ترمذی، ج4، ص 507 ـ 519؛

[7]بحارالأنوار، ج 52، ص 193و209؛ کمال الدین 525 و 526؛ کشف الغمه، ج 3، ص 281


از منظر قرآن و روایات، تمام پیامبران و خوبان عالم، اندیشه مهدویت و بسترسازی برای حکومت پایانی دنیا و یا به تعبیری تشکیل آرمان شهر ظهور را در سر می پروراندند و اهداف خویش را در این مسیر به کار می گرفتند. امام خمینی(ره) با همین رویکرد آموزه های مهدوی را به صورت کاربردی به منصه ظهور رساند تا حدی که مهم ترین هدف قیام خویش را بسترسازی برای حکومت عدل الهی معرفی کرد. نشان به اینکه به بهانه های مختلف در سخنرانی های متعدد اندیشه مهدویت و بستر سازی ظهور را مهم ترین آرمان انقلاب اسلامی ایران معرفی کردند.

مسئله مهدویت و ظهور حضرت مهدی(عج) جزو بنیادی ترین و پویاترین مسائل دینی، اعتقادی و اسلامی به خصوص از منظر مکتب وحی و مکتب اهل بیت عصمت و طهارت (ع) است. وجود آیات و روایات فراوان در زمینه مهدویت، آخرامان و ظهور دلیلی بر این واقعیت است. از منظر قرآن و روایات، تمام پیامبران و خوبان عالم، اندیشه مهدویت و بسترسازی برای حکومت پایانی دنیا و یا به تعبیری تشکیل آرمان شهر ظهور را در سر می پروراندند و اهداف خویش را در این مسیر به کار می گرفتند. حتی این بزرگواران با فهم این مسئله که خداوند زمین را به ارث صالحان در خواهد آورد آنجا که فرمود: <<وَ لَقَدْ کَتَبْنَا فِی اَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ؛ و ما بعد از ذکر در زبور (داود) نوشتیم که البته بندگان نیکوکار من ملک زمین را وارث و متصرف خواهند شد>>، اولین و آخرین درخواست شان از خداوند قرارگیری در جرگه صالحان بود.

از دیگر سو هر یک از اهل بیت عصمت و طهارت (ع) به عنوان صاحبان اصلی امر ظهور و به عنوان ادامه دهندگان مسیر به سوی ظهور، در طول زندگانی پر برکت خویش به تبیین و تشریح آموزه های مهدویت بر اساس آیات قرآن می پرداختند تا حدی که بیشترین احادیث موضوعی شیعه اختصاص به این مسئله دارد. علل غیبت امام زمان (عج)، آثار و فواید امام غایب، تبیین و تشریح وظایف منتظران در عصر غیبت، علائم و شرایط ظهور، ویژگی های یاران و دولت مهدوی (عج)، معرفی مقاطع مختلف آخرامان، اوضاع جهان قبل از ظهور، معرفی وعده های خداوند، رجعت یا بازگشت مردگان به دنیا، ویژگی های عصر ظهور و . بخشی از موضوعات مربوط به مهدویت و ظهور از منظر روایات است.
امام خمینی(ره) با همین رویکرد آموزه های مهدوی را به صورت کاربردی به منصه ظهور رساند تا حدی که مهم ترین هدف قیام خویش را بسترسازی برای حکومت عدل الهی معرفی کرد. نشان به اینکه به بهانه های مختلف در سخنرانی های متعدد اندیشه مهدویت و بستر سازی ظهور را مهم ترین آرمان انقلاب اسلامی ایران معرفی کردند. به عنوان مثال طی سخنانی فرمودند: <<انقلاب مردم ایران، نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچم داری حضرت حجت ـ ارواحنا فداه ـ است که خداوند بر همه مسلمانان و جهانیان منت نهد و ظهور و فرجش را در عصر حاضر قرار دهد>>. (68/1/2) این اندیشه به قدری در تفکر امام(ره) ریشه دوانده بود که عدم همسوییِ مسئولان نظام با بستر سازی ظهور را خیانتی سهمگین معرفی کرده و در پیامی دیگر فرمود: <<مسائل اقتصادی و مادی اگر لحظه ای مسئولین را از وظیفه ای که بر عهده دارند منصرف کند، خطری بزرگ و خیانتی سهمگین را به دنبال دارد. باید دولت جمهوری اسلامی تمامی سعی و توان خود را در اداره هرچه بهتر مردم بنماید، ولی این بدان معنا نیست که آنها را از اهداف عظیم انقلاب که ایجاد حکومت جهانی اسلام است منصرف کند.>>
برخی دیگر از سخنان امام(ره) که نشان دهنده تفکر مهدویت امام در فرآینده انقلاب اسلامی است، شامل این موارد است: <<امیدوارم که این انقلاب، یک انقلاب جهانی بشود و مقدمه برای ظهور حضرت بقیه الله ارواحنا له الفداء باشد>>. (صحیفه، ج16 ص88) <<امید است که این انقلاب جرقه و بارقه ای الهی باشد که انفجاری عظیم در توده های زیر ستم ایجاد نماید و به طلوع فجر انقلاب مبارک حضرت بقیه الله ارواحنا لمقدمه الفداء منتهی شود>>. (همان، ج 15، ص 75).
بخش دیگری از سخنان امام(ره) اختصاص به وظایف منتظران ظهور داشت. درباره دیدگاه امام خمینی(ره) در زمینه وظایف منتظران در عصر غیبت باید گفت حضرت امام(ره) با ژرف اندیشی تمام، انتظار فرج را <<انتظار قدرت اسلام>> معنا کرده و فراهم آوردن مقدمات ظهور را یکی از وظایف منتظران می دانست و می فرمود: <<همه ما انتظار فرج داریم و باید در این انتظار، خدمت کنیم. انتظار فرج، انتظار قدرت اسلام است و ما باید کوشش کنیم تا قدرت اسلام در عالم تحقق پیدا کند و مقدمات ظهور ان شاءالله تهیه بشود>>. (صحیفه نور، ج 7، ص 255)
این اندیشه متعالی امام(ره) بود که دهان جاهلان نسبت به نظریه حکومت را می بست. در واقع امام(ره) با طرح اندیشه مهدویت همان اهداف آینده نگرانه خویش را پی می گرفت و معتقد بود برای دستیابی به آینده مطلوب باید از اکنون زمینه های لازم را فراهم آورد. جالب است پژوهشگران و تحلیل گران غربی، کسانی چون مارتین کرامر، برنارد لوئیس، مروین زونیس، دانیل برومبرگ، مایکل ام. جی، فیشر که از نخستین سال های پیروزی انقلاب اسلامی در کنفرانس بین المللی دانشگاه تل آویو (1984 م.) به بررسی و تحلیل نقش آموزه های شیعی در انقلاب اسلامی ایران پرداختند، به این موضوع توجه و در مقالات خود بر آن تأکید کرده اند؛ به عنوان نمونه مارتین کرامر در مقدمه مجموعه مقالات این کنفرانس می نویسد: <<طرفداران پرشور امام خمینی او را نایب امام، یعنی نماینده امام غایب می دانند. چنین عنوانی، به این معناست که پیروان امام خمینی قدرت او را الهی و مشروع می دانند. جاذبه امام خمینی و علما، بازتابی از ستایش ائمه است. بدون داشتن چنین ستایشی، انسان نمی تواند بر نظریه امام خمینی درباره حکومت، صحه بگذارد>>. (تشیع، مقاومت و انقلاب: مجموعه مقالات کنفرانس بین المللی دانشگاه تل آویو 1984، ص 17)
حال که چهل بهار از پیروزی انقلاب اسلامی ایران می گذرد باید دید فرهنگ جامعه ما تا چه حد به آموزه های مهدویت گره خورده است و یا برنامه های فرهنگی و سینمایی ما چه سهمی از آموزه های مهدویت را به کار خود اختصاص داده اند. اگر مهدویت را در یک تعریف کلی جامع ارزش های دینی و اخلاقی بدانیم، مشاهده می کنیم نه تنها آموزه های ارزشمند مهدوی در فرهنگ جامعه رسوخ نکرده بلکه گاهی از ابتدایی ترین ارزش های دینی و فرهنگی خویش فاصله گرفته است؛ این شکاف یا به وسیله تلاش دشمنان در قالب پروژه نفوذ می تواند باشد و یا کم کاری خودی ها؛ در هر صورت ادامه چنین روندی به سود جامعه نخواهد بود. اما امید آنکه در مسیر بهتر شدن گام برداریم.

http://uploadboy.me/6ihuw54iajtf/مضرات بی احترامی به والدین.m4a.html

سخنرانی رو گوش بدین دوستان.

مضرات بی احترامی به والدین:

1- عمر انسان کوتاه می شود:
امام صادق (علیه السلام)جوانی را دیدند که از باب هتک حرمت و بی احترامی جلوتر از پدرش حرکت می کردامام صادق (علیه السلام)فرمودند پسر بیا اینجا. وقتی محضر آقا رسید حضرت به او فرمود: به خدا قسم سه قدم جلوتر از پای پدرت از باب بی ادبی و بی اعتنائی رفتی خداوند متعال سی سال از عمرت را کم کرد.
2- نماز او قبول نیست:
امام صادق (علیه السلام)فرمود کسی به والدین خود از روی بی ادبی و توهین نگاه کند ولو اینکه آن دو به او ظلم کرده باشند نماز این فرزند قبول نیست.
من نظر الی ابویه نظر ماقت و هما ظالمان لم یقبل الله له صلاته
3- بی احترامی به والدین گناه کبیره را مرتکب شده:
امام صادق (علیه السلام) فرمودند یکی از گناهان کبیره عاق والدین است(کافی ج2 ص 281)
یقول الکبائر سبعه :منها قتل النفس متعمدا و الشرک بالله العظیم و. و عقوق الوالدین
اینجا نیز عاق والدین در کنار شرک به خدا و قتل نفس قرار داده شده است.
4- موجب خواری انسان می گردد:
امام هادی (علیه السلام)می فرماید:العقوق یُعَقِّبُ القِلَّه وَ یُؤَدّی الی الذِّله
پشت سر عاق شدن کم آوردن و ذلیل شدن است (بحار ج 74 ص 84)
5- بوی بهشت را استشمام نمی کند تا چه رسد به بهشت رود.
امام صادق (علیه السلام)می فرماید بوی بهشت از مسافت پانصد سال به مشام میرسد فقط یک صنف این بو را استشمام نمی کنند و حس نمی کنند عرض کردمآن دسته کیانند: فرمود عاق والدین.
قلت و من هم: قال العاق لوالدیه
6- هیچ عملی از عاق والدین پذیرفته نمی شود:
موسی (علیه السلام)به خدا عرض کرد دوست من که شهید شد جایش کجاست(این صدیقی الشهید؟)
خطاب رسید:(فی النار)در جهنم است.
تعجب کرد و دلیل جهنم رفتن او را از خداوند سئوال کرد
خطاب رسید او عاق والدین بود و کسی که عاق والدین است(لم اَقبَلُ منه شیئا)هیچ عملی از او نمی پذیرم.
7- عدم آمرزش گناهان او از ناحیه حضرت احدیت:
قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): یُقال للعاق اعمل ما شئت فانی لا اغفر لک
به عاقوالدین گفته می شود هرکاری انجام بدی گناهان تو را نمی بخشم.(بحار ج 74 ص 80)
8- بی ادبی و بی احترامی موجب نیتیاز انسان می شود:
داستان روائی:
ابراهیم ابن مهزم میگوید شب دیر وقت از حضورامام صادق (علیه السلام)مرخص شدم و به منزل خود آمدم مادرم با من زندگی میکرد میان من و او بگو مگو شد و من نسبت به او تندی کردم . صبح شد نماز را خواندم و خدمت امام صادق رسیدم وقتی وارد شدم حضرت بدون مقدمه به من فرمود:
ای ابا مهزم چرا دیشت به مادرت درشتگویی کردی؟ مگر نمیدانی که شکم او منزلی بود که در آن آرام گرفته بودی و دامنش گهواره ای بود که در آن میخوابیدی و سینه اش ظرفی بود که از آن می نوشیدی؟
عرض کردم بلی . فرمود پس چرا با او درشتی کردی؟

کوفه پایتخت حکومت جهانی

در پاسخ به این پرسش باید گفت: از مجموع روایات چنین فهمیده میrlm;شود که شهر کوفه پایگاه اصلی فعالیّتrlm;ها و مرکز فرمانروایی امام زمان (علیه السلام) است. روایات فراوانی در این زمینه وجود دارد از آن جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد:

ابوبصیر میrlm;گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: <<ای ابا محمد! گویا میrlm;بینم که قائم آل محمد با خانوادهrlm;اش در مسجد سهله فرود آمده است>>. گفتم: آیا خانه او مسجد سهله است؟ فرمود: <<آری؛ همانrlm;جا که منزلگاه ادریس پیامبر بوده است و هیچ پیامبری برانگیخته نشده، مگر آنrlm;که در آن مسجد نماز گزارده است. کسی که در آن اقامت کند، مانند کسی است که در خیمه رسولrlm;خدا (صلی الله علیه) بوده است. هیچ مرد و زن مۆمنی نیست، مگر آنrlm;که دلش بهrlm;سوی آن مسجد است. هر شب و روزی که میrlm;گذرد، فرشتگان الهی به آن مسجد پناهrlm;میrlm;برند و خدا را میrlm;پرستند. ای ابا محمد! اگر من هم نزدیک شما بودم، هیچ نمازی را جز در آن مسجد بهrlm;جا نمیrlm;آوردم.آنrlm;گاه که قائم ما قیام کند، خداوند انتقام رسولش و همه ما را از دشمنان خواهد گرفت<<. (1).

امام صادق (علیه السلام) از مسجد سهله یاد کرد و فرمود: <<آن خانه صاحب ما (حضرت مهدی) است؛ زمانی که با خاندانش در آنrlm;جا ست گزیند>>. (2).
امام باقر (علیه السلام) میrlm;فرماید: <<مهدی (عج) قیام میrlm;کند و به سوی کوفه میrlm;رود و منزلش را آنrlm;جا قرار میrlm;دهد>>. (3). نیز آن حضرت میrlm;فرماید: <<هنگامی که قائم ما قیام کند و به کوفه برود، هیچ مۆمنی نیست، مگر آن که در آن شهر در کنار مهدی (عج) ست میrlm;گزیند یا به آن شهر میrlm;آید>>. (4). حضرت امیر (علیه السلام) در این باره میrlm;فرماید: <<روزگاری فرا رسد که اینrlm;جا (مسجد کوفه) نمازگاه و مصلای مهدی (عج) گردد>>. (5).
ائمه نیز در ت، فرهنگ و جامعه زمان خود، خود را زیر مجموعه امام می دانستند و امام را در هر زمینه ای محور معرفی می کردند. امام زمان(علیه السلام) نیز به پیروی از امام علی(علیه السلام) پایتخت را در کوفه قرار خواهند داد، امامان بعد از امام علی(علیه السلام) زمینه محور قراردادن کوفه برایشان فراهم نشد که اگر می شد آنها این کار را انجام داده و کوفه را مرکز قرار می دادند
ابوبکر حضرمی میrlm;گوید: به امام باقر (علیه السلام) یا به امام صادق (علیه السلام) گفتم: کدام سرزمین پس از حرم خدا و حرم پیامبرش با فضیلتrlm;تر است؟ فرمود: <<ای ابابکر! سرزمین کوفه که جایگاه پاکی است و در آن مسجد سهله قرار دارد و مسجدی که همه پیامبران در آن نماز خواندهrlm;اند و از آنrlm;جا عدالت الهی پدیدار میrlm;گردد و قائم خداوند و قیام کنندگان پس از او از همانrlm;جا خواهند بود. آنrlm;جا جایگاه پیامبران و جانشینان صالح آنان است>>. (6). محمدبنrlm;فضیل میrlm;گوید: قیامت بر پا نمیrlm;شود تا این که همه مۆمنان در کوفه گردآیند. (7). رسول خدا (صلی الله علیه) میrlm;فرماید: <<حضرت مهدی (عج) نُه یا ده سال حکومت میrlm;کند و خوشبختrlm;ترین مردم نسبت به او مردم کوفه هستند>>. (8).
امام زمان(علیه السلام) پا جای قدم های امیرالمومنین(علیه السلام)می گذارند
امام علی(علیه السلام) افضل همه ائمه هستند و تمام اهل بیت(علیهم السلام) به ایشان در هر کاری اقتدا کرده و حضرت را الگوی خود قرار داده اند. سیره ائمه طاهرین بر این بود که از حریم امام علی(علیه السلام) دفاع کنند و تبلیغ ساحت مقدس ایشان را داشته باشند، در این راستا نیز عملکرد رفتار و سیره خود را براساس امیرالمونین مطابق می نمایند. ائمه نیز در ت، فرهنگ و جامعه زمان خود، خود را زیر مجموعه امام می دانستند و امام را در هر زمینه ای محور معرفی می کردند. امام زمان(علیه السلام) نیز به پیروی از امام علی(علیه السلام) پایتخت را در کوفه قرار خواهند داد، امامان بعد از امام علی(علیه السلام) زمینه محور قراردادن کوفه برایشان فراهم نشد که اگر می شد آنها این کار را انجام داده و کوفه را مرکز قرار می دادند. با توجه به اینکه امام زمان(عج) حکومت جهانی تشکیل می دهند. به تبعیت از امام علی(علیه السلام) کوفه را پایتخت خود قرار می دهند. علاوه بر این موقعیت جغرافیایی و منابع انسانی نیز در این امر دخیل است.
برتری شهر کوفه بر سایر شهرها
کوفه در تاریخ 12 رجب سال 36ق. با ورود مولای متقیان امیر مۆمنان(علیه السلام) به عنوان پایتخت حکومت علوی درآمد و پس از شهادت آن حضرت، حدود شش ماه، پایتخت حکومت امام حسن مجتبی(علیه السلام) بود و اینک در انتظار ظهور حضرت مهدی(عج) است تا یک بار دیگر تداوم بخش حکومت عدل علوی، بر سریر عدالت تکیه داده، طومار عمر ظالمان را در هم پیچد و حکومت واحد جهانی را براساس عدل و داد بنیان نهد اما اینکه چرا این شهر به چنین سعادتهایی دست یافته و می یابد شاید به دلیل قداست و شرافت ذاتی این سرزمین باشد. چنان که می دانید روایات فراوانی در فضیلت شهر کوفه وارد شده است. رسول اکرم(صلی الله علیه) در یک حدیث طولانی خطاب به امیر مۆمنان(علیه السلام) فرمود:
امام باقر علیه السلام میrlm;فرماید: هنگامی که قائم ما قیام کند و به کوفه برود، هیچ مۆمنی نیست، مگر آن که در آن شهر در کنار مهدی (عج) ست میrlm;گزیند یا به آن شهر میrlm;آید
خداوند ولایت تو را به آسمانها عرضه نمود. (از میان آسمانها) آسمان هفتم سبقت جست؛ پس آن را با عرش زینت بخشید؛ سپس. از میان شهرها کوفه سبقت جست، پس آن را با وجود تو زینت بخشید.(9)
ساکنان کوفه ای که مرکز حکومت حضرت قرار می گیرد، اهالی سابق آن نیستند بلکه مۆمنانی هستند که از اقصی نقاط جهان به مرکز حکومت حضرت ولی عصر(علیه السلام) می آیند. چنان که حدیث شریف می فرماید:
هنگامی که قائم(عج) وارد کوفه شود، هیچ مۆمنی نمی ماند، جزاینکه در آن جا باشد و یا به سوی آن عزیمت نماید.(10)
و با توجه به آمار انسانها، طول مدت و گستره حکومت آن حضرت به شرق و غرب عالم، گرد آمدن همه مۆمنان در پایتخت حکومت مهدوی، از وسعت، شکوه و عظمت بی نظیر و بیرون از حد تصور شهر کوفه در عصر ظهور حکایت می کند. به طوری که برخی روایات قطر کوفه را در آن زمان 54 میل (در حدود 110 کیلومتر) عنوان کرده اند.(11) بنابراین شهر کوفه به عنوان پایتخت در زمان حکومت امام زمان(علیه السلام) شهری خالص از شیعیان واقعی حضرت بود و در دوران ظهور کانون توجه مسلمانان قرار خواهد گرفت.
پی نوشت:
(1). کافی، جrlm;3، صrlm;495؛ کامل ایارات، صrlm;30؛ راوندی، قصصrlm;الانبیاء، صrlm;80؛ التهذیب، جrlm;6، صrlm;31؛ اثبات الهداة، جrlm;3، صrlm;583؛ وسائل الشیعه، جrlm;3، صrlm;524؛ بحارالانوار، جrlm;52، صrlm;317، 376؛ مستدرک الوسائل، جrlm;3، صrlm;414.
(2). کافی، جrlm;3، صrlm;495؛ ارشاد، صrlm;362؛ التهذیب، جrlm;3، صrlm;252؛ طوسی، غیبة، صrlm;282؛ وسائل الشیعه، جrlm;3، صrlm;532؛ بحارالانوار، جrlm;52، صrlm;331؛ ملاذ الاخیار، جrlm;5، صrlm;475.
(3). راوندی، قصصrlm;الانبیاء، صrlm;80؛ بحارالانوار، جrlm;52، صrlm;225.
(4). بحارالانوار، جrlm;52، صrlm;385؛ طوسی، غیبة، صrlm;275 با اندکی تفاوت.
(5). روضة الواعظین، جrlm;2، صrlm;337؛ اثبات الهداة، جrlm;3، صrlm;452.
(6). کامل ایارات، صrlm;30؛ مستدرک الوسائل، جrlm;3، صrlm;416.
(7). طوسی، غیبة، صrlm;273؛ بحارالانوار، جrlm;52، صrlm;330.
(8). فضل الکوفه، صrlm;25؛ اثبات الهداة، جrlm;3، صrlm;609؛ حلیة الابرار، جrlm;2، صrlm;719؛ اعیان الشیعه، جrlm;2، صrlm;51.
(9) محمدباقرمجلسی، بحارالأنوار، ج27، ص262

مقدمه

درباره امام زمان(عجل الله تعالي فرجه الشريف) گرچه مباحث گوناگوني، مانند راز طول عمر، فلسفه غيبت، عوامل ظهور، علائم ظهور حتميه و غير حتميه و مشکلات دوران غيبت و . مطرح شده است و روايات زيادي در اين زمينه وجود دارد و کتابهاي فراواني تدوين گشته است امّا از جمله مواردی که هنوز جای تحقيقات و بررسيshy;های فراوان دارد نقش ن و کيفيّت حضور آنان در حکومت جهانی حضرت ولی عصر (عج) میshy;باشد.
امروزه بانوان همانند بسياري از مردم به آينده مي انديشند، به يک انقلاب جهاني و يک حکومت موعود، که چگونه بر قدرتهاي بزرگ غلبه پيدا مي کند و در اين ظفر عظيم چه کساني با او همکاري مي کنند و ن در آن زمان چه نقشي دارند؟ دشمنان او چه کسانيshy;اند و راز و رمز موفقيتش در گرو چيست؟
اين نوشتار به منظور يافتن پاسخshy;هايي برای سؤالات فوق با مبنا قرار دادن روايات مربوطه به بررسی نقش، تعداد، و شرح حال مصاديق عينی برخی از ياوران زن آنحضرت پرداخته است.

نقش ن در دوران غيبت صغري

در دوران سخت غيبت صغري، در روزهايي که شيعيان پس از دويست و شصت سال با يک آزمايش بزرگ رو به رو بودند و مي بايست با غيبت امام خو کنند، يک زن به عنوان مفزع و پناه معرفي مي شود و آن مادر بزرگوار امام حسن عسکري)عليه السلام(است. در اين دوره، اگر چه امام هادي و امام حسن عسکري(عليهماالسلام) زمينه غيبت را از پيش فراهم کرده بودند و شخصيت هاي مورد اعتمادي همانند عثمان بن سعيد عمري و پسرش محمد بن عثمان رابه عنوان وکيل معرفي کرده بودند، به دلايلي از موقعيت مادر امام حسن عسکري(عليه السلام) معروف به <<جدّه>>، استفاده شد و وي پناه شيعه معروف گرديد. ازگفتگوي احمد بن ابراهيم با <<حکيمه>> دختر امام جواد(عليه السلام) برمي آيد که پس از گذشت دوسال از رحلت امام حسن عسکري(عليه السلام) همچنان بسياري از کارها به دست مادر بزرگوار امام حسن عسکري(عليه السلام) انجام مي شده است ولي در حقيقت ازطرف حضرت حجة بن الحسن(عليه السلام) و به فرمان آن حضرت صورتميگرفته است.
شيخ صدوق(رحمة الله عليه) از احمد بن ابراهيم نقل کرده است که در سال 262 ه.ق، بر حکيمه دختر امام جواد(عليه السلام) وارد شدم و از پس پرده با وي سخن گفتم و از او درباره اعتقادش به امامان پرسيدم. او همه آنها را يکايک شمرد و آنگاه حجة بن الحسن بن علي را نيز نام برد.از او پرسيدم: اين فرزند کجاست؟ گفت: در پس پرده غيب است. گفتم پس شيعه به چه کسي پناه ببرد؟ گفت: به جدّه، مادر امام حسن عسکري(عليه السلام). سپس افزود:اين دستور از سوي امام حسن عسکري(عليه السلام) و به پيروي از امام حسين (عليه السلام) صورت گرفته است زيرا امام حسين( عليه السلام) در ظاهر براي حفظ جان فرزندش امام سجاد(عليه السلام) به خواهرش زينب کبري (عليهاسلام) وصيت کرد و درنتيجه تا مدتي هرآنچه از امام زين العابدين(عليه السلام) صادر مي شد به حضرت زينب(عليهاسلام) نسبت داده مي شد تا امر پنهان باشد. و حساسيت ها نسبت به امام سجاد(عليه السلام) کمتر شود. اين امتياز براي جدّه باقي بود تاآنکه کساني مانند <<عثمان بن سعيد>> و ديگر سفرا و نايبان خاص امام زمان(عليه السلام) در بين شيعيان شناخته شدند و منزلت يافتند.
پس از شهادت امام عسکري(عليه السلام) يک بانو، نظر دستگاه خلافت بني عباس را نسبت به تعقيب امام زمان تغيير داد. نوشته اند پس از گزارش جعفر کذّاب، که در خانه امام حسن عسکري(عليه السلام) فرزند خردسالي از آن حضرت باقي مانده است، آنها به خانه امام هجوم بردند و پس از دستگيري صيقل (يکي از کنيزان امام) فرزند خردسال را از او مطالبه کردند. او نخست انکار کرد و آنگاه براي اين که موضوع براي آنها پوشيده ماند، گفت من حامله هستم. از اين رو آن کنيز را به دست <<أبي الشوارب>>، قاضي وقت، سپردند تا از او مراقبت کند. در مدتي که صيقل زيرنظر قاضي نگهداري مي شد دستگاه خلافت با مرگ عبيد بن خاقاني و شورش صاحب انج روبه رو شد و صيقل از وضعيت آشفته سود جست و فرار کرد[1].
نقش ن در دوران غيبت کبري( قبل از ظهور)
عصر غيبت کبري با انتهاي غيبت صغري شروع میshy;شود. غيبتی که توسط اعلان شخص امام زمان(عليه السلام) در سال 329 هجري صورت گرفت. حضرت در نامه اي به علي بن محمد سمري از انتهاي سفارت او و شروع غيبت کبري خبر داد. عصر غيبت کبري داراي شرائط و خصوصياتي است که به برخي از آنshy;ها اشاره مي کنيم: 1- جدا شدن مسلمانان در ظاهر از رهبر و امام خود 2-گسترش ظلم و ستم در روي زمين 3-تاکيد الهي بر امتحان امت اسلامي.[2]
نقش ن قبل از ظهور،مانند ديگر افراد جامعه مي توانند در جامعه نقش داشته و در صحنهrlm;هاي سياسي و اجتماعي حضور فعال داشته باشند. امروزه در جمهوري اسلامي ايران ن در تعيين سرنوشت جامعه تاثير گذار بوده و با پذيرش بخشي از مسئوليتrlm;ها حضور خويش را در صحنهrlm;هاي مختلف پررنگ نمودهrlm;اند. از سوي ديگر ن مي توانند با انجام وظايف دوران غيبت، زمينه ظهور امام زمان(عليه السلام) را فراهم کنند. بنابراين نقش ن قبل از ظهور در زمينه سازي ظهور امام و حضور در صحنهrlm;هاي مختلف از جمله صحنهshy;هاي فرهنگي، خانوادگي، سياسي و اجتماعي و. جلوه مي کند. کسب آگاهي هر چه بيشتر، ايجاد آمادگي در خود و ديگران، تربيت فرزندان و آشنا نمودن آنها با حضرت مهدي(عليه السلام) و ايجاد عشق و شور در آنها، بخشي از اين نقش مهم مي باشد.
امّا برای موفقيّت در به انجام رساندن اين رسالت بزرگ ن همانند ديگر اصحاب آن حضرت بايد به تحصيل صفات و ويژگی هايي همّت گمارند که در روايات معصومين(عليهم السلام) به آن اشاره شده است. مطابق برخي از روايات، اصحاب حضرت از صفات و ويژگي هايي برخوردارند که به برخی از آنها اشاره می کنيم.
1- اخلاص: در روايتي امام جواد (عليه السلام) به عبدالعظيم حسني(عليه السلام)فرمود: ". و هنگامي که براي او اين تعداد(313نفر) از اهل اخلاص جمع شد خداوند امر او را ظاهر خواهد کرد."[3]
2- يقين و استقامت: از امام صادق(عليه السلام) در حديثي نقل شده که فرمود: ". گويا قلب هاي آن ها به مانند تکه هاي آهن است، شکي در قلوب آن ها راجع به خدا وجود ندارد. محکم تر از سنگ است."[4]
3- معرفت عميق: از امام علي(عليه السلام) در ضمن حديثي نقل است که فرمود: " .ولکن در طالقان مردماني مومن خواهند آمد که به خداوند معرفت واقعي دارند و آنان انصار مهدي در آخر امان مي باشند".[5]
4- تهجّد و شب زنده داری: از امام صادق(عليه السلام) در حديثي راجع به اصحاب قائم(عجل الله تعالي فرجه الشريف) نقل است که فرمود: " گويا من نظر مي کنم به قائم و اصحاب او در نجف کوفه . سجده ها به پيشاني هاي آن ها اثر گذارده است، شيران در روز و راهبان در شب اند.".[6]
5- برخورداري از تاييد الهي: طبرسي در روايتي از امام علي(عليه السلام) نقل کرده که فرمود: " تا اين که خداوند مردي را در آخر امان بر مي انگيزاند. او را به ملائکه اش تاييد کرده و انصارش را حفظ خواهد نمود".[7]
وظائف منتظران
ظهور امام زمان(عليه السلام) وابسته به شرائط و مصالح خاصي است، ولي آن چه که مربوط به شيعيان حضرت مي شود اين است که:
1- خود را اصلاح نموده و با شرائط حکومت و عصر ظهور حضرت وفق دهيم.
2- در جامعه، براي ظهور حضرت زمينه سازي کنيم و در صدد اصلاح مردم در حد توان خود براييم تا شرائط فراهم شود و به دست تواناي حضرت موانع کلي برطرف شده و شرائط اساسي براي حکومت عدل جهاني ايجاد گردد. لذا فرموده اند: "منتظران مصلح خود افرادي صالحند".
3- هرگز دعا و استغاثه به درگاه الهي را فراموش نکنيم که در ظهور حضرت تاثير بسزايي دارد.[8]
نقش ن در دوران حکومت امام مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف)
ظهور و حكومت حضرت مهدى(عجل الله تعالي فرجه الشريف) نيز بسان بعثت رسول(صلي الله عليه و آله) تحولات عظيمى را در پى خواهد داشت و از جمله زن امروز را كه با آب و رنگى مدرنrlm;تر به دوران جاهليت باز گردانده شده را وارد مرحله جديدى از كرامت و شخصيت خواهد نمود.
ن در دوران پيروزي وحاکميت عدل مهدي(عليه السلام) حرکت و رشد چشمگيري خواهند داشت. آنان چنان از علم و معارف اسلامي بهره مي برند که حرکات و رفتارشان، بر اساس قانون خدا است. بر اين پايه به بهترين وجه ممکن به تربيت فرزندان با ايمان(در کنار حرکت فرهنگي خود) اقدام مي کنند. امام باقر(عليه السلام)فرمود: در زمان امام مهدي(عليه السلام) به شما حکمت داده مي شود، تا آنجا که زن در درون خانه اش مطابق کتاب خدا و سنت پيامبر(صلي الله عليه و آله) قضاوت مي کند".[9]
همچنين در آن دوران ن از امنيّتی بیshy;نظيری برخوردار خواهند بود و بيش از هر زمان ديگری در طول تاريخ از دست ظلم و انسانshy;های شرور در امان خواهند بود تا جاييکه در روايت آمده است: <<راه ها به گونه اي امن مي شود که ن جوان از جايي به جاي ديگر، بدوم همراه داشتن محرمي سفر مي کنند و از هر گونه تعرض و سوء نظر در امان هستند.[10]
حال سزاوار است بدانيم ن در اين حرکت عظيم تاريخی و سرنوشت ساز چه نقشي را ايفا مي کنند و چه مسؤوليتي بر عهده دارند و كدام فعاليتrlm;ها و مسئوليتrlm;هاى حكومتى در اختيار ن لايق و كاردان قرار خواهد گرفت.
هر چند طبق بعضي از روايات اکثر پيروان دجال را يهود و ن تشکيل مي دهند،[11]ولي در کنار آنان ني مومن و عفيف نيز هستند که در حفظ عقيده خود سخت کوش بوده، از اوضاع پيش از ظهور بسيار متاثرند. برخي از ن از ثبات قدم و روحيه جهادگرانه اي برخوردارند و هرجا مي روند با جنگ تبليغاتي عليه دجال، ماهيت ضد انساني او را آشکار مي سازند.
برپايه بعضي روايات نقش ن در زمان حضور به نقش ن در زمان پيامبر(صلي الله عليه و آله) تشبيه شده است[12]و وظائفی همچون رساندن آب و غذا به رزمندگان، آشپزي، نگه داري وسايل رزمندگان، تهيه دارو، رساندن مهمات، تعمير تجهيزات، انتقال شهدا، شرکت در جنگ هاي دفاعي، تشويق رزمندگان براي عزيمت به جبهه، تشويق آنان در صحنه نبرد و . برای آن تعريف شده است.
در بعضي روايات ديگر تصريح شده است که ن در بخش درمان و بهداشت مشغول فعاليت هستند. از بعضي روايات ديگر مي توان استفاده نمود که تعدادي از ن از مديران و کارگزاران حکومت امام زمان خواهند بود و در پستrlm;هاي مديريتي فعالانه نقش خواهند داشت.
حال سزاوار است بدانيم ن در حکومت قائم آل محمد(عليه السلام) چه مي کنند؟ چه کساني هستند؟ چند نفرند؟ از کجا مي آيند و چه مسؤوليتي برعهده دارند؟ براساس برخي از روايات، حضور و نقش اين ن ازنظر زمان و موقعيت، را می توان در چهار دسته مورد بررسی قرار داد:
الف) ن هم عصر حضرت حجّت[13]
اولين گروه از ني که به محضر امام زمان(عليه السلام) مي شتابند آنهايند که در آن ايام مي زيسته اند و همانند ديگر ياران امام(عليه السلام) به هنگام ظهور در حرم امن الهي به خدمت امام(عليه السلام) مي رسند. در اين باره دو روايت وجود دارد:
امّ سلمه ضمن حديثي درباره علايم ظهور، از پيامبر روايت کرده است که فرمود:<<در آن هنگام پناهنده اي به حرم امن الهي پناه مي آورد و مردم همانند کبوتراني که از چهار سمت به يک سو هجوم مي برند به سوي او جمع مي شوند تا اينکه در نزد آن حضرت سيصد و چهارده نفر گرد مي آيند که برخي از آنان زن مي باشند که بر هر جبار و جبار زاده اي پيروز مي شود.>>
همچنين جابر بن يزيد جعفي، ضمن حديث مفصلي از امام باقر(عليه السلام) در بيان برخي نشانه هاي ظهور نقل کرده که<<به خدا سوگند، سيصد و بالاتر از ده نفر مي آيند که پنجاه نفر از اين عده زن هستند که بدون هيچ قرار قبلي در مکه کنار يکديگر جمع خواهند شد. اين است معناي آيه شريفه: <<هرجا باشيد خداوند همه شما را حاضر مي کند. زيرا او بر هر کاري توانا است.>>[14]
از کلمه"فيهم" که در روايت آمده استفاده مي شود که اين پنجاه زن از جمله 313 نفرند. و تعبير به "رجلا" به جهت تغليب است. همان گونه که در آيه تطهير ضمير "کم" که براي جمع مخاطب مذکر است به کار رفته و به طور حتم حضرت زهراء (عليها سلام) نيز مشمول آيه است و اگر مقصود امام از وجود آن پنجاه زن، همراهي آنان با آن 313 نفر بود بايد از تعبير "معهم" استفاده مي کرد، نه "فيهم".
و اگر اشکال شود که: پس چرا اسامي اين پنجاه نفر در بين نام 313 نفر نيامده است؟ در جواب گوييم: با مراجعه به رواياتي که اسامي ياران خاص حضزت را ذکر کرده اند پي مي بريم که نام همه 313 نفر نيامده است و لذا ممکن است بقيه آنان از ن باشند که به جهت خاصي نام آنان برده نشده است.[15]
و ديگر اين که اين سيصد و سيزده نفر مانند عدد اصحاب بدر برشمرده شده اند و همه ياران و فرماندهان عالي رتبه و ازنظر مقام و قدرت درحد بسيار بالايي هستند که برخي با ابر جابه جا مي شوند و اينها بدون شک با بقيه مردم آن زمان فرق بسيار دارند. بنابراين اگر بگوييم آنها جزو همان سيصد و سيزده نفر هستند براي آنها رتبه و موقعيت ويژه قائل شده ايم و اگر بگوييم در زمره ياران ديگر حضرت باشند از امتياز کمتري برخوردارند.
در توجيه و جمع اين روايات گفته شده تعداد 313 نفر هسته اصلي و مرکزي ياران امام زمان(عليه السلام) ميباشند.حال که ميان 313 تن از ياران حضرت (که کارگزاران و مديران حضرت ميباشند) پنجاه زن وجود دارند، به اين نتيجه مي رسيم که ن در پستrlm;هاي مديريتي فعالانه نقش خواهند داشت.
ب)ن آسماني
دسته دوم چهارصد بانوي برگزيده هستند که خداوند براي حکومت جهاني حضرت ولي عصر( عليه السلام) در آسمان ذخيره کرده است و با ظهور آن حضرت به همراه حضرت عيسي، عليه السلام، به زمين مي آيند.
ابوهريره از پيامبر(صلّي اللّه عليه و آله) روايت کرده که<<عيسي بن مريم به همراه هشتصد مرد و چهارصد زن از بهترين و شايسته ترين افراد روي زمين فرود خواهد آمد.[16]
امّا اينکه اين ن از امتهاي پيشين هستند يا امت اسلامي زمان پيامبر(صلّي اللّه عليه وآله) و معصومين(عليهم السلام) يا از دورانهاي مختلف و اينکه آنها از چه زمان و به چه علت به آسمان برده شده اند و براي عهده داري منصبي در حکومت حضرت مي آيند يا براي مسايل ديگر از جمله پرسشshy;هايي است که اين حديث نسبت به آنها ساکت است.
ج) بانوان منتظر
چهارمين گروه ياوران امام زمان(عليه السلام) بانوان پرهيزکاري هستند که پيش از ظهور حضرت بقية اللّه(عليه السلام) رحلت کرده اند. به ايشان گفته مي شود:امام تو ظاهر گشته است، اگر مايلي مي تواني حضور داشته باشي. آنان نيز به اراده پروردگار زنده خواهند شد.رجعت ن مربوط به گروه خاصي نيست و هر بانويي خود را با خواسته ها و شرايط زندگي در حکومت مهدي آل محمد(صلي الله عليه و آله) تطبيق دهد ممکن است در آينده از رحمت خداوندي بهره مند گشته، براي ياري امام زنده شود. يکي از آن شرايط خواندن "دعاي عهد" است که در فرد، نوعي آمادگي براي پذيرش حکومت آخرين ذخيره الهي ايجاد مي کند. به فرموده امام صادق(عليه السلام) : هر که چهل صبح دعاي عهد را بخواند از ياوران قائم ما باشد و اگر هم پيش از ظهور آن حضرت از دنيا برود خداوند او را از قبر بيرون آورد تا در خدمت آن حضرت باشد.[17]
د)ن مراجعت کننده
سومين گروه از ياوران حضرت بقية اللّه(عليه السلام) ني هستند که خداوند به برکت ظهور امام زمان(عليه السلام) آنها را زنده خواهد کرد و بار ديگر به دنيا رجعت خواهند نمود. اين گروه دو دسته اند. برخي با نام و نشان از زنده شدنشان خبر داده شده و برخي ديگر فقط از آمدنشان سخن به ميان آمده است.
در منابع معتبر اسلامي نام سيزده زن ياد مي شود که به هنگام ظهور قائم آل محمد(صلّي اللّه عليه وآله) زنده خواهند شد و در لشکر امام زمان(صلّي اللّه عليه وآله) به مداواي مجروحان جنگي و سرپرستي بيماران خواهند پرداخت.
مفضل بن عمر از امام صادق(عليه السلام) روايت کرده است که << همراه قائم آل محمد(صلّي اللّه عليه وآله ) سيزده زن خواهند بود.گفتم آنها را براي چه کاري مي خواهد؟ فرمود:به مداواي مجروحان پرداخته، سرپرستي بيماران را به عهده خواهند گرفت. عرض کردم: نام آنها را بفرماييد.فرمود: قنواء(دختر رشيد هجري)، ام ايمن، حبابه والبيه، سميه(مادر عمارپسرياسر)، زبيده ام خالد احمسيه(به نقلي زن هارون الرشيد)، ام سعيد حنفيه، صيانه ماشطه، ام خالد جهنّيه.[]
صيانه ماشطه، در زمان حضرت موسي مي زيسته است و مادر عمار ياسر در ابتداي بعثت به شهادت رسيد. حبابه در زمان علي(عليه السلام) و قنواء در زمان امام حسن و امام حسين(عليهما السلام) و بقيه در زمان هاي ديگر زندگي مي کرده اند.
اين گروه سيزده نفري رجعت خواهند کرد و خداوند براي قدرداني از آنها، به برکت امام زمان آنها را زنده خواهد کرد.
در اين روايت امام صادق(عليه السلام) از آن سيزده زن فقط نام نه نفر را ياد مي کند. در کتاب خصايص فاطميه به نام نسبيه، دختر کعبه مازينه، و در کتاب منتخب البصائر به نام وتيره و أحبشيه اشاره شده است.[19]
اينک به اختصار به شرح حال برخي از ن نامبرده اشاره مي کنيم.
1-صيانه ماشطه
او يکي از همان سيزده بانويي است که در دولت حضرت مهدي(عليه السلام) زنده شده، به دنيا بازمي گردد. وي همسرحزقيل، پسر عموي فرعون، و شغلش آرايشگري دختر فرعون بود.او همانند شوهرش به پيامبر زمان خود، حضرت موسي، ايمان آورده بود امّا همچنان ايمان خود را پنهان مي کرد.
نوشته اند: روزي وي مشغول آرايش دختر فرعون بود که شانه از دستش افتاد و بي اختيار نام خدا را بر زبان جاري ساخت. دختر فرعون گفت: آيا نام پدر مرا بر زبان آوردي؟ گفت: نه، بلکه نام کسي را بر زبان آوردم که پدر تو را آفريده است. دختر فرعون ماجرا را نزد پدر بازگو کرد و فرعون صيانه را احضار کرد و گفت: مگر به خدايي من اعتراف نداري؟ گفت: هرگز! من از خداي حقيقي دست نمي کشم و تو را پرستش نمي کنم. فرعون دستور داد تا تنور مسي برافروزند و همه بچه هاي آن زن را در حضورش در آتش افکنند. چون نوبت به طفل شيرخوارش رسيد صيانه مي خواست به ظاهر از دين برائت جويد که کودک شيرخوارش به زبان آمد و گفت: مادر صبر کن که تو بر حق هستي! فرعونيان آن زن و بچه شيرخوارش را در آتش افکنده، سوزاندند و خداوند دراثر صبر و تحمل آن زن در راه دين، او را در دولت امام مهدي زنده مي گرداند تا هم به آن حضرت خدمت کند وهم انتقام خود را از فرعونيان بگيرد.
2- سميه، مادر عمار ياسر
وي هفتمين نفري بود که به اسلام گرويد و بدين سبب، دشمن را سخت به خشم آورد و بدترين شکنجه ها را براو روا داشتند و نخستين زن شهيد در اسلام است.[20]
او و شوهرش ياسر در دام ابوجهل گرفتار آمدند و او نخست آنها را اجبار کرد که پيامبر خدا را دشنام دهند، امّا آنها حاضر به چنين کاري نشدند. او نيز زره آهني به سميه و ياسر پوشانيد و آنها را در آفتاب سوزان نگه داشت. پيامبر که گاه از کنارشان عبور مي کرد آنها را به صبر و مقاومت سفارش مي نمود و مي فرمود:<<اي خاندان ياسر، صبر پيشه سازيد که وعده گاه شما بهشت است>>[21]سرانجام ابوجهل برهريک ضربتي وارد ساخت و ايشان را به شهادت رساند.
خداوند اين زن را به پاداش صبر و مجاهدتي که در راه اعتلاي اسلام نشان داد و بدترين شکنجه را از دشمن خدا تحمل کرد، در ايام ظهور مهدي آل محمد(صلّي اللّه عليه وآله) زنده خواهد نمود تا تحقق وعده الهي را ببيند و در لشکر ولي خدا به ياوران آن حضرت خدمت کند.
3- نسيبه، دختر کعب مازنيه مشهور به ام عماره
او معروف به ام عماره و از ن فداکار صدر اسلام است که در برخي از جنگهاي پيامبر اسلام( صلّي اللّه عليه وآله) شرکت جسته و مجروحان جنگي را مداوا کرده است. او در جنگ احد بهترين نقش را ايفا کرد. با ديدن صحنه فرار مسلمانان و تنها گذاشتن پيامبر به دفاع از جان شريف پيامبر پرداخت و در اين راه بدنش زخم هاي فراوان برداشت.پيامبر عزيز اين فداکاري را ستود و به فرزندش عماره چنين فرمود:امروز مقام مادر تو از مردان جنگي والاتر است.[22]پس از فروکش کردن جنگ، نسيبه با سيزده زخم سنگين به همراه ديگر مسلمانان به خانه برگشت و به استراحت پرداخت. با شنيدن فرمان پيامبر خدا(صلّي اللّه عليه وآله) که مجروحان جنگ بايد به تعقيب دشمن بشتابند، نسيبه از جاي برخاست و آماده رفتن شد، امّا به علت شدت خونريزي نتوانست شرکت کند. همين که پيامبر از تعقيب دشمن برگشت، پيش از آنکه به خانه برود، عبداللّه بن کعب مازني را براي احوالپرسي نسيبه و سلامتي وي به نزد او فرستاد و چون از سلامتي وي آگاه گشت شادمان موضوع را به پيامبر خبر داد. نسيبه از کساني است که براي ياري امام مهدي(عليه السلام) زنده خواهد شد.[23]
4- امّ ايمن
از ن پرهيزکار و خدمتکار حضرت رسول(صلّي اللّه عليه وآله) است. پيامبر به او مادر خطاب مي کرد و مي فرمود:<<هذه بقية اهل بيتي>>[24]يعنی اين زن، باقي ماندهshy;اي از خاندان من است.وي همواره در کنار ن مجاهد، در راه خدا، در جبهه جنگ به مداواي مجروحان مي پرداخت.[25]
ام ايمن از شيفتگان خاندان امامت، بسيار شريف و مومن بود که در ماجراي فدک، حضرت زهرا(عليهاالسلام) او را به عنوان شاهد معرفي کرد. وي پنج يا شش ماه پس از پيامبر از دنيا رفت.[26]خداوند به برکت مهدي آل محمد(صلي الله عليه و آله) به هنگام ظهور، او را زنده مي گرداند تا در لشکرگاه امام به خدمت گماشته شده و همواره در کنار ن مجاهد در راه خدا، در جبهه جنگ به مداواي مجروحان بپردازد.
5- امّ خالد
با توجّه به وجود دو بانو با اين نام در تاريخ به نظر ميshy;رسد که مقصود، ام خالد مقطوعة اليد (دست بريده) باشد که يوسف بن عمر، پس از به شهادت رساندن زيدبن علي بن الحسين در کوفه، دست او را به جرم شيعه بودن قطع کرد. در کتاب رجال کشي درباره شخصيت و مقام اين زن فداکار از امام صادق(عليه السلام) مطلبي ذکر گرديده که حايز اهميت است. ابوبصير گويد: در خدمت امام صادق(عليه السلام) نشسته بوديم که ام خالد مقطوعة اليد از راه رسيد. حضرت فرمود:اي ابابصير!آيا ميل داري که کلام امّ خالد را بشنوي؟ من عرض کردم: آري اي فرزند رسول خدا و با شنيدن آن شادمان مي گردم. در همان موقع ام خالد به خدمت امام آمد و سخن گفت. ديدم وي در کمال فصاحت و بلاغت صحبت مي کند. سپس حضرت پيرامون موضوع ولايت و برائت از دشمنان با او سخن گفت.[27]
6- زبيده
مشخصات کاملي از او نقل نشده است. احتمال دارد زبيده زن هارون الرشيد باشد که شيخ صدوق(رحمة الله عليه) درباره اش گفته است وي يکي از هواداران و پيروان اهل بيت(عليهم السلام) است. هنگامي که هارون دانست از شيعيان است قسم خورد که طلاقش دهد.زبيده کارهاي خدماتي بسياري داشت که يکي آبرساني به عرفات است. همچنين نوشته اند وي يکصد کنيز داشت که همگي حافظ قرآن بودند و هر کدام موظف بودند که يک دهم قرآن را بخوانند به گونه اي که از محل ست او صداي تلاوت قرآن همانند زمزمه زنبور عسل بلند بود. زبيده در سال 216 ه.ق، رحلت کرد.[28]
7- حبّابه والبيه
از ن والامقامي است که دوره زندگي هشت امام معصوم(عليهم السلام) را درک کرد و پيوسته مورد لطف و عنايت ايشان قرار داشت. در يک يا دو نوبت به وسيله امام زين العابدين و امام رضا (عليهماالسلام) جواني اش به او بازگردانده شد. اولين ملاقات وي با امير مؤمنان(عليه السلام) بود که از آن حضرت دليلي بر امامت درخواست کرد. حضرت در حضور وي سنگي را برداشت و بر آن مهر خود را نقش کرد و اثر آن مهر در سنگ جاي گرفت و به او فرمود: پس از من هر که توانست در اين سنگ چنين اثري برجاي بگذارد او امام است. از اين رو حبابه پس از شهادت هر امامي نزد امام بعدي مي رفت و آنان مهر خود را بر همان سنگ مي زدند و اثر آن نقش مي بست. نوبت که به امام رضا(عليه السلام) رسيد حضرت نيز چنين کرد. حبابه نه ماه پس از رحلت آن امامزنده بود و پس از آن بدرود حيات گفت.[29]
روايت شده است که وقتي حبابه به خدمت امام زين العابدين(عليه السلام) رسيد يکصد و سيزده سال از عمرش سپري شده بود. حضرت با انگشت سبابه خود اشاره اي نمود و جواني اش بازگشت.[30]
همچنين نوشته اند: صورت حبابه از زيادي سجود سوخته و از عبادت همانند چوب خشکيده اي شده بود.[31]
8- قنواء
دختر رشيد هجري، يکي از شيعيان و پيروان علي(عليه السلام) و خود از ياران با وفاي حضرت امام جعفر صادق(عليه السلام) است.[32]وي دختر بزرگمردي است که در راه محبت و دوستي امير مؤمنان(عليه السلام) به طرز دلخراشي به شهادت رسيد. از گفتار شيخ مفيد برمي آيد که قنواء به هنگام ورود پدرش نزد عبيداللّه بن زياد شاهد قطع دو دست و دو پاي پدر خود بوده و به کمک ديگران بدن نيمه جان پدر را از دارالاماره بيرون آورده و به خانه منتقل کرده است. روزي قنواء به پدرش گفت:پدرجان، چرا اين همه خود را به رنج و مشقت عبادت مي اندازي! پدر درجواب گفت: دخترم، پس از ما گروهي خواهند آمد که بينش ديني و شدت ايمانشان از ما، که اين همه خود را به زحمت عبادت انداخته ايم، بيشتر است.[33]
نتيجه بحث
با بررسی به عمل آمده در اين تحقيق روشن می شود که حضور ن در دولت و حکومت حضرتمهدی(عج) از جمله مسائلی است که در روايات فراوانی به آن اشاره شده و از مجموع 313 نفری که هسته اصلی ياوران مهدی را تشکيل می دهند 50 نفر آنان ن هستند. اگر چه تعداد ن و مردانی که در حکومت آخرامانی به نصرت حضرت حجت(عج) قيام میshy;کنند منحصر در اين تعداد نيست و ن و مردان شايسته ديگری که چه در عصر حضور و چه در زمانshy;های سابق با تقويت ايمان و اصلاح عمل به خودسازی پرداخته اند، عهده دار مناصب و مشاغل گوناگونی در آن حکومت خواهند بود.
منابع و ماخذ
1- قرآن کريم
2-شيخ صدوق، محمد بن علی بن الحسين، کمال الدين و تمام النعمه، قم: نشر دارالحديث، 1380
3- الطوسی، محمد بن الحسن، الغيبة، دارالکتب الاسلاميه، 1381
3- رضوانی، علی اصغر، موعود شناسی انتشارات مسجد مقدس جمکران، 1384
4- مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار
5- شيخ صدوق، خصال، ترجمه محمد باقر کمرهshy;ای، نشر کتابچی، 1387
6- طبسی، نجم الدين ، چشم اندازی به حکومت امام مهدی، انتشارات دفتر تبليغات حوزه علميه قم،1385
7- علی کورانی عاملی،المعجم الموضوعی الامام المهدی
8-شيخ عباس قمی، سفينة البحار و مدينه الحکم و آلاثار، مشهد: بنياد پژوهش های اسلامی، 1388
9-محلّاتی ذبيح الله، رياحين الشريعة، دارالکتب الاسلامية، 1385
10-علی بن ابی الکرم، معروف به ابن الاثير،اسدالغابه، انتشارات دار احياء التراث العربی
11- طبسی، محمد جواد ،نقش ن در جنگ، کميته فرهنگی ستاد امور جنگ، انتشارات پيام آزادی
12-عبدالله بن محمدبن نعمانی ملقب به شيخ مفيد، الاختصاص، انتشارات جامعه مدرسين حوزه علميه قم، 1307

مقدّمه

در عصری که جهالت مدرن، عالم و آدم را به سراشیب سقوط نزدیک نموده و بی عدالتی، ستم سالاری، معنویت ستیزی، اخلاق گریزی و هزاران فاجعه هولناک دیگر در جهان بیداد می کنند و آینده بشر هر روز تاریک تر شده، وحشت و ناامیدی رو به افزایش است، بحث از مهدویت از هر زاویه که انجام شود در حقیقت بحث از نویدها، سعادت ها، شادکامی ها، پیروزی معنویت، اخلاق، عدالت، تقوا، ترسیم آینده درخشان برای بشر و از جمله خواست های الهی و انسانی است. بنابراین، بحث و تحقیق درباره حضرت مهدی(علیه السلام) از ضروری ترین و مهم ترین رسالت های دین پژوهان در عصر کنونی محسوب می شود. و چون نام نهج البلاغه برای همگان، بخصوص نسل پویا و نواندیش و جوان، زیبا و دل انگیز است، طرح بحثی تحت عنوان <<مهدی (عج) و مهدویت از دیدگاه نهج البلاغه>> ضروری می نماید و برای عاشقان حضرت مهدی (عج) مفید و پرجاذبه خواهد بود.
نوشته حاضر سعی نموده است تا جلوه ای از سیمای پر فروغ حضرت مهدی(عج) را در آینه نهج البلاغه نشان دهد.

مهدویت و استمرار خلافت الهی

از جمله مسائل مهم و اساسی در بحث مهدویت، جریان خلافت الهی است; زیرامسئله خلافت الهی در زمین، که خدای سبحان در قرآن کریم فرمود:(إِنِّی جَاعِلٌ فِی الأَرْضِ خَلِیفَةً) (بقره: 30)
همچون داستان سفینه نوح و یا کشتی حضرت موسی و خضر(علیهما السلام) و مانند آن ها نیست که یک موضوع شخصی و معینی بوده و سپری شده باشد، بلکه جریان خلافت یک فیض متصل و فوز مستمر است که از اول با اندیشه دوام و انگیزه استمرار طرح شده است، به گونه ای که اصل خلافت از قلمرو نبوّت و رسالت فراتر رفته و به امامت رسیده است. به این دلیل، در بحث مهدویت، جریان استمرار خلافت الهی در زمین از مباحث ظریفی است که نمی توان از کنار آن به سادگی گذشت.
از این رو، در نهج البلاغه در بحث ضرورت حجت در عالم، بر عنصر خلافت الهی در زمین تکیه شده است و حضرت امیرمؤمنان(علیه السلام) در کلام مبسوطی در این باره می فرماید: <<اللّهمَّ بلی، لاتخلوا الارضُ مِن قائم لِلّهِ بحجة، اِمّا ظاهراً مشهوداً و امّا خائفاً مغموراً، لئلا تبطل حججُ اللّهِ و بیّناتُه. و کم ذا؟ و أین اولئکَ؟ اولئک و اللّهِ الاقلّونَ عدداً و الاعظمونَ عِندَاللّهِ قدراً. یحفظُ اللّهُ بِهم حُجَتُه و بیّناته. اولئکَ خلفاءُ اللّهِ فی ارضِه و الدّعاةُ الی دینه. آه! آه! شوقاً الی رؤیتهم.>>1 حضرت در این فراز نورانی، که بخشی از کلام مبسوط ایشان است، می فرماید: آری خداوندا، زمین هیچ گاه از حجت الهی که برای خدا با برهان روشن قیام کند، خالی نیست، یا آشکار و شناخته شده است، یا بیمناک و پنهان، تا حجت خدا باطل نشود و نشانه هایش از میان نروند، تعدادشان چقدر است؟ و در کجا هستند؟ به خدا سوگند که تعدادشان اندک است، ولی نزد خدا بزرگ مقدارند که خداوند به وسیله آنان، حجت ها و نشانه های خود را نگاه می دارد. آن ها جانشینان خدا در زمین و دعوت کنندگان مردم به دین خدایند. آه، آه! چه سخت اشتیاق دیدارشان را دارم.
در کلام پربرکت امیرمؤمنان(علیه السلام) بر این نکته تأکید شده که بر اساس سنّت قطعی الهی، زمین از وجود خلیفه خدا و حجت حق خالی نیست، گرچه حجت الهی گاهی آشکار است و همگان حضور او را درک می کنند، گاهی شرایط ایجاب می کند که از نظرها پنهان بوده و مردم به طور مستقیم از درک محضر او محروم باشند. این نکته همان حقیقتی است که در مکتب اهل بیت(علیهم السلام) مورد عنایت ویژه قرار گرفته است. امام صادق(علیه السلام) می فرماید: <<لو بقیتِ الارضُ بغیرِ امام لساخت>>;2 اگر جهان لحظه ای بدون امام و انسان کامل باشد از هستی ساقط می گردد.
امام محمّدباقر(علیه السلام) نیز می فرماید: <<لو اَنَّ الامامَ رُفِعَ مِن الارضِ لَماجَت بِاَهلِها کَما یَموجُ البحرُ بِاَهله>>;3اگر حجت الهی لحظه ای از زمین برداشته شود زمین همانند دریا دچار موج طوفان می گردد.
این گونه کلمات ائمّه اطهار(علیهم السلام)، بعدها زمینه مباحث ظریفی را در آثار بزرگان اهل حکمت فراهم نمود. شیخ اشراق با الهام مستقیم و صریح از کلام امیرمؤمنان(علیه السلام) درباره ضرورت انسان کامل در عالم، با اصرار فراوان گفته است: <<و لا یخلوالارضُ عن متوغّل فی التألّهِ ابداً، بل قد یُ الامامُ المتألّهُ مستولیاً ظاهراً مکشوفاً، و قد ی خفیّاً، و هو الّذی سمّاهُ الکافّةُ بالقطب، فله الرئاسةُ و اِن کانَ فی غایةِ الخُمول.>>4حکیم نام برده در این بیان بر همان نکته ای اصرار ورزیده که در کلام ائمّه هدی(علیهم السلام) بدان عنایت شده است; گفته: هیچ گاه زمین بدون انسان الهی و ربّانی نیست، اگرچه آن پیشوای متألّه گاهی حاضر و آشکار و زمانی از نظرها پنهان است، و او همان کسی است که نوعاً در عرف، از او به قطب یاد می شود و او پیشوای همگان است، گرچه در نهایت خاموشی باشد.
از مجموع آنچه گفته شد، بخصوص سخنان امیرمؤمنان(علیه السلام)، به خوبی روشن می گردد که وجود حضرت مهدی موعود(علیه السلام) در عالم به عنوان حجت الهی و استمرار خلافت او در زمین ضرورتی انکارناپذیر دارد و جزو حقایق حتمی و قطعی نظام آفرینش است، به ویژه آنکه در روایات یاد شده، جریان ضرورت حجت الهی فراتر از مسائل شرعی و مدیریت اجتماعی مطرح شده و به عنوان نیاز قطعی نظام تکوینی به شمار آمده است; زیرا انسان کامل واسطه فیض الهی در عالم است و عالم و آدم در پرتو او، فیض الهی دریافت می کنند.
حضرت مهدی (عج) و عدالت جهانی
بی تردید موضوع تأمین <<عدالت>> عمومی ترین و شورانگیزترین مسئله در بحث مهدویت است و چون واژه <<عدالت>> در فرهنگ و اصطلاح نهج البلاغه، بلکه در تمام کلمات علوی بیت الغزل سخنان امیرمؤمنان(علیه السلام) است، از این رو، در بحث مهدویت نیز بر عنصر عدالت تکیه نموده و از پدید آمدن عدالت در ابعاد گوناگون در زمان ظهور حضرت مهدی(علیه السلام)خبر داده است; می فرماید: <<و سیأتی غدٌ بما لا تعرفونَ یأخذ الوالی من غیرِها عمّالها علی مساوی اعمالها. فیُریکم کیفَ عدلَ السیّرة>>;5 فردایی که شما را از آن هیچ شناختی نیست خواهد آمد، زمام داری که غیر از خاندان حکومت های امروزی است، (مهدی) عمّال و کارگزاران حکومت ها را به اعمال بدشان کیفر خواهد داد. بدین روی، روشی عادلانه در حکومت حق به شما می نمایاند.
و در جای دیگر می فرماید: <<الا و مَن ادرکَها منّا یسری فیها بسراج منیر، و یخذوفیها علی مثالِ الصالحین لیحلَّ فیها رِبقاً و یعتقَ رقاً و یصدعُ شُعباً و یشعب صدعاً>>;6 بدانید آنکه از ما (مهدی) فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر در آن گام می نهد و بر همان سیره و روش صالحان (پیامبر و امامان(علیهم السلام)) رفتار می کند تا گره ها را بگشاید، بردگان و ملت های اسیر را آزاد سازد، جمعیت های گم راه و ستمگر را پراکنده و حق جویان را جمع آوری می کند.
ابن ابی الحدید، شارح نهج البلاغه، که از علمای بزرگ اهل سنّت است، در ذیل این کلام حضرت می گوید: امیرمؤمنان علی(علیه السلام) یادآوری نموده است که مهدی آل محمّد(علیهم السلام) در تاریکی فتنه ها با چراغ روشن ظهور می کند و مردم را از بردگی و اسارت رهایی داده و مظلومان ستم دیده را از دست ستمگران نجات می دهد.7
در سخنان حضرت سه نکته اساسی به خوبی مورد توجه قرار گرفته اند:
اول. حضرت مهدی(علیه السلام) وقتی در برابر فتنه ها و بی عدالتی های اجتماعی قرار می گیرد با چراغ پرفروغ حکمت و درایت الهی وارد عمل شده، در پرتو دستورات وحی آسمانی و قرآن کریم، به ایجاد عدالت و خاموش نمودن شعله های بی عدالتی می پردازد.
دوم. تمام ستم دیدگان عالم توسط حضرت مهدی(علیه السلام) از قید اسارت های گوناگون و بی عدالتی رهایی یافته، زندگی همراه با سعادت و شادکامی برای آنان فراهم می گردد.
سوم. سیره عملی حضرت مهدی(علیه السلام) همان سیره صالحانی است که حضرت امیرمؤمنان در نهج البلاغه درباره آن ها فرموده: <<اللّهمَّ انّک تَعلمُ انَّه لم یکن الّذی کانَ منّا منافسةً فی سلطان و لا التماس شیء مِن فضول الحطام و لیکن لنَرُدَّ المعالمَ من دینکَ و نُظهر الاصلاحَ فی بلادِکَ فیأمَن المظلومونَ مِن عبادِکَ و تُقام المعطَّلةُ مِن حدودِک.>>8
در این کلام، بر خطوط کلی روش و عملکرد ائمّه اطهار(علیهم السلام)که حضرت مهدی آخرین پرچمدار آن هاست، توجه داده شده، حضرت می فرماید: <<خدایا تو می دانی آنچه از ناحیه ما (اهل بیت(علیهم السلام)) صورت می گیرد برای به دست آوردن قدرت و حکومت و ثروت دنیا نیست، بلکه می خواهیم نشانه های حق و دین تو را به جایگاه خودش بازگردانیم و در سرزمین تو اصلاح پدید آوریم تا بندگان ستم دیده ات از محرومیت نجات یافته، با امنیت زندگی کنند و قوانین فراموش شده ات بار دیگر اجرا گردند.
بدین سان، معلوم است که از نظر نهج البلاغه، تأمین عدالت در همه ابعاد زندگی بشر، یکی از اهداف بزرگ دولت کریمه حضرت مهدی(علیه السلام) است و جهانیان در سایه حکومت الهی عدل گستر جهانی قائم آل محمّد(علیهم السلام)، از هرگونه ستم و اسارت و بردگی نجات یافته، طعم شیرین عدالت را به خوبی خواهند چشید; چنان که در جای دیگر آمده است: روزی حضرت امیرمؤمنان(علیه السلام) در اندیشه بود، شخصی از ایشان سبب تفکرش را جویا شد، حضرت در پاسخ فرمود: <<تفکّرتُ فی مولود یُ من ظهری، الحادی عشر من وُلدی، و هو المهدی یَملأُها عدلا کما مُلئت جوراً و ظلماً>>;9 درباره فرزند یازدهم خود مهدی می اندیشم که روزی ظهور خواهد کرد و زمین را از جور و ستم پاک نموده، لبریز عدالت خواهد کرد.
حضرت مهدی(علیه السلام) و آسایش اقتصادی بشر
یکی از رهاوردهای دولت کریمه مهدی موعود(علیه السلام)، که در نهج البلاغه مورد اشاره قرار گرفته، تأمین رفاه و آسایش اقتصادی بشر در زمان حکومت آن حضرت است که از طریق وفور نعمت و برکت های زمینی و آسمانی تأمین می شود.
امیرمؤمنان(علیه السلام) درباره نعمت های زمین در عصر ظهور حضرت مهدی(علیه السلام) می فرماید: <<تخرجُ له الارضُ افالیذَ کبدِها و تلقی الیه سلماً مقالیدَها>>;10 در زمان ظهور حضرت مهدی، زمین میوه های دل خود (معادن طلا و نقره) را برای او بیرون می ریزد و کلیدهایش را به او می سپارد.
مسئله وفور نعمت و رفاه اقتصادی مردم در زمان حکومت حضرت مهدی(علیه السلام)، حقیقتی است که در روایات فراوان به آن اشاره شده است و از آن میان، پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) می فرماید: <<. و تزیدُ المیاهُ فی دولته و تمدُّ الانهارُ و تُضعّفُ الارضُ اُکُلَها و سَتُخرجُ الکنوزُ>>;11 در زمان برقراری دولت مهدی، آب ها فراوان می گردند و نهرها کشیده می شوند، برکات زمین افزایش می یابند و گنج ها استخراج می گردند.
در همین زمینه، عارف بزرگ سعدالدین حموی نیز بر مسئله آسایش و رفاه اقتصادی مردم در زمان ظهور حضرت مهدی(علیه السلام) تأکید نموده و گفته است: <<صاحب زمان که علم به کمال دارد، تمامت روی زمین را به عدل آراسته گرداند و تمامت گنج های روی زمین بر وی ظاهر گردند، هرچند صفت وی کنم از هزار یکی نگفته ام.>>12
یکی دیگر از بزرگان اهل معرفت نیز گفته است: <<در ایّام حکومت حضرت مهدی(علیه السلام) مردم روزگار سرسبز و پر طراوتی دارند، رزق و روزی در آن ایّام فراوان می شود و مردم در کمال امنیت به عبادت خدای رحمان می پردازند.>>13
حضرت مهدی(علیه السلام) و اصلاح فکری ـ فرهنگی بشر
گرچه برداشت عمومی از تأمین عدالت در زمان ظهور حضرت مهدی(علیه السلام) معمولا عدالت اجتماعی و اصلاح امور اقتصادی و توزیع عادلانه ثروت های جهانی است، اما حقیقت آن است که با ظهور مصلح کل، حضرت مهدی(علیه السلام)، عدالت و اصلاح در تمام شئون هستی پدید می آید و پیشه و اندیشه بشری اصلاح می گردد و عقل انسان ها در هر دو بعد علمی و عملی تعدیل می شود; بدین بیان که اکنون به سبب فاصله گرفتن بشر از معارف وحی، تمام قوای ادراکی و تحریکی او در مرداب افراط و تفریط گرفتار آمده و هر روز که بر جامعه بشری می گذرد، مکتب های جدیدی در شرق و غرب جهان پدید می آیند و طرح ها و الگوهای فکری، فرهنگی و ی گوناگونی را عرضه می کنند و نسل های بشر را یکی پس از دیگری از مسیر انسانی منحرف کرده، در معرض سقوط فکری، فرهنگی، اخلاقی و اعتقادی قرار می دهند. اما با ظهور ذخیره هستی، مهدی موعود(علیه السلام)، همه مکتب های غربی و شرقی و مذاهب گوناگون افراطی و تفریطی در هم پیچیده می شوند و بشر در سایه احکام و دستورات آسمانی، از گرداب هوا و هوس نجات می یابد و فکر و فرهنگ او اصلاح می شود.
در این باره، امیرمؤمنان(علیه السلام) در نهج البلاغه می فرماید: <<یعطفُ الهوی علی الهدی اِذا عَطفُوا الهُدی علی الهَوی، و یعطف الرأی علی القرآنِ اِذا عطفوا القرآنَ علی الرأی. و یُحیی میّت الکتابِ و السّنّةِ>>;14 (حضرت مهدی) خواسته ها را تابع هدایت وحی می کند، هنگامی که مردم هدایت را تابع هوس های خویش قرار داده اند، و در حالی که نظریه های گوناگون، خود را بر قرآن تحمیل می کنند، او (مهدی) نظریه ها و اندیشه ها را تابع قرآن می سازد و کتاب خدا و سنّت پیامبر را زنده می گرداند.
ابن ابی الحدید در ذیل این کلام حضرت می نویسد: <<این سخن امیرمؤمنان اشاره است به امامی که در آخرامان خواهد آمد و در روایات فراوان، از آمدن او خبر داده شده و با ظهور او، هدایت قاهره پدید آمده و عمل به رأی و قیاس از میان رفته، برابر قرآن کریم رفتار می شود.>>15
همچنین در جای دیگری از نهج البلاغه از حضرت مهدی(علیه السلام) به عنوان <<یعسوب الدّین>> و کسی که مردم اطراف او را همانند ابر متراکم فرا می گیرند یاد شده و آمده است: <<فاِذا کانَ ذلکَ ضرَبَ یَعسوبُ الدّین بِذنبِه فیجتَمعونَ اِلیه کما یجتمعُ فزعُ الخریف>>;16 چون آن گونه شد، پیشوای دین قیام کند، پس مسلمانان پیرامون او همچون ابر پاییزی گرد آیند.
مهدویت یا وراثت حکومت مستضعفان
از مسائل دیگری که در نهج البلاغه درباره جریان مهدویت بدان اشاره شده، این است که ظهور مهدی موعود(علیه السلام) به عنوان وارث حکومت مستضعفان جزء اراده و خواست حتمی الهی است که به طور یقین، روزی تحقق خواهد یافت; زیرا به گفته بعضی از بزرگان اهل حکمت،17 بشر از زمانی که در زمین سکنا گزیده، پیوسته در آرزوی یک زندگی اجتماعی مقرون به سعادت بوده است و به امید رسیدن چنین روزی قدم برمی دارد و اگر این خواسته تحقق خارجی نمی داشت، هرگز چنین آرزو و امیدی در نهاد انسان ها نقش نمی بست; چنان که اگر غذایی نبود گرسنگی نبود، و اگر آبی نبود تشنگی تحقق نمی یافت. از این رو، به حکم ضرورت، آینده جهان روزی را در بر خواهد داشت که در آن روز، جامعه بشری پر از عدل و داد شود و مردم با صلح و صفا همزیستی نمایند و افراد انسانی غرق فضیلت و کمال شوند، و این آرزو و خواست عمومی به دست مهدی موعود(علیه السلام) تحقق خواهد یافت. از این رو، امیرمؤمنان(علیه السلام)می فرماید: <<لَتعطفنَّ الدنیا علینا بعد شماسها، عطفَ الفرَّوس علی ولدها و تلا عقیبَ ذلکَ:(وَنُرِیدُ أَن نَّمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ)>>;دنیا پس از سرکشی به ما روی می کند; چونان شتر ماده بدخو که به بچه خود مهربان گردد. پس حضرت این آیه را تلاوت نمود که خداوند می فرماید: اراده کردیم که بر مستضعفان زمین منّت گذارده، آنان را امامان و وارثان حکومت ها گردانیم.
ابن ابی الحدید ذیل این کلام حضرت می نویسد: <<به اتفاق شیعه و سنّی، این کلام حضرت علی(علیه السلام) اشاره به ظهور امامی است که در آخرامان پدید می آید و سراسر زمین را تحت حکومت خویش درمی آورد.>>19
پرتوی از سیمای یاران حضرت مهدی(علیه السلام)
یکی از مسائل دیگری که در نهج البلاغه درباره حضرت مهدی(علیه السلام) آمده مسئله یاران و کارگزاران دولت کریمه آن حضرت است. امیرمؤمنان(علیه السلام) از کارگزاران دولت حضرت مهدی(علیه السلام) چنین یاد می کند: <<ثُمَّ لیشخذنَّ فیها قومٌ شخَذَ القینَ النّصلَ، تجلّی بالتنزیل ابصارهم، و یرمی بالتفسیر فی مسامعهم و یغبقون کأسَ الحکمةِ بعدالصبوحِ>>;20 سپس گروهی برای در هم کوبیدن فتنه ها آماده می گردند، و چون شمشیرها صیقل می خورند، دیده هایشان با قرآن روشنایی می گیرند و در گوش هایشان تفسیر قرآن طنین افکنده و در صبحگاهان و شامگاهان جام های حکمت سر می کشند.
ابن ابی الحدید در ذیل این فراز نورانی کلام حضرت آورده است: وصف این گروه آن است که پرده از جان آنان برداشته شده، معارف الهی در دل هایشان ایجاد می شود و درک اسرار باطنی قرآن به آنان الهام می گردد و جام حکمت را در هر صبح و شام سر می کشند و بدین سان، معارف ربّانی و اسرار الهی همواره بر قلب آنان افاضه می گردند و آنان کسانی اند که بین پارسایی و شجاعت و حکمت جمع نموده و سزاوارند که یاور ولی الهی باشند که قرار است بیایند.21
اما در تحلیل این کلام امیرمؤمنان(علیه السلام) به طور خلاصه باید گفت: حضرت به دو ویژگی مهم یاران مهدی موعود(علیه السلام) اشاره نموده است:
الف. ویژگی های فرهنگی
چون حضرت مهدی(علیه السلام) برای اجرای عدالت و اصلاح بشر در تمام شئون وجودی آن قیام می کند، لازم است کارگزاران دولت کریمه او بدین وصف، که نقش اساسی در پیشبرد اهداف الهی حضرت دارد، مجهّز باشند; زیرا اگر درک معرفت و حکمت نداشته باشند چگونه می توانند مسئولیتی بر عهده بگیرند که علم و معرفت در آن اساس کار است; چرا که اصلاح و هدایت بر آگاهی و شناخت استوار است و چون در دوران ظهور حضرت مهدی(علیه السلام)اصلاح امور در تمام ابعاد فردی، خانوادگی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و مانند آن در سایه احیا و ظهور حقیقت اسلام و معارف زلال قرآن کریم تأمین می شود، پس مجریان این برنامه بزرگ جهانی نیز باید از از بالاترین معرفت و آگاهی نسبت به رهاورد وحی و حقایق قرآنی برخوردار بوده، جام معرفت و زمزم توحید را عاشقانه سرکشیده، مهذّب و خودساخته باشند تا بتوانند به اصلاح دیگران اقدام کنند; چنان که حضرت امیرمؤمنان(علیه السلام) در روایت دیگری در تبیین سیمای توحیدی و معنوی یاران حضرت مهدی(علیه السلام) می فرماید: <<ویحاً للطالقانِ، فاِنَّ للّه ـ عزّوجل ـ بها کنوزاً لیست من ذهب ولکن بها رجالٌ مؤمنونَ عَرفوا اللّهَ حقَّ معرفتِه و هم انصار المهدی فی آخرِامان>>;22 خداوند در سرزمین طالقان گنجینه هایی دارد که از طلا و نقره نیستند، بلکه مردان مؤمن اند که خدا را خوب می شناسند و آن ها یاران مهدی در آخرامان هستند.
در این حدیث نیز بر معنویت یاران مهدی موعود(علیه السلام) و معرفت و توحید آنان تأکید شده و بزرگ ترین صفت شاخص آنان را ایمان و معرفت حق دانسته است. پس معلوم می شود کسانی که می خواهند جزو یاران او محسوب شوند (چه توفیق درک حضور پیدا کنند و چه در عصر غیبت آن حضرت در جهت اهداف او حرکت نمایند) اولین قدم و اساسی ترین کارشان باید تحصیل معرفت و حکمت و تهذیب و خودسازی باشد، وگرنه بسیارند کسانی که ادعای پی روی و شاگردی حضرت مهدی(علیه السلام) دارند، اما لکه ننگی هستند بر دامان او! چه بسا گفتار و کردارشان باعث دل سردی مردم از معنویت و اهداف آن حضرت شود.
ب. ویژگی نظامی
نکته دیگر، که در کلام امیرمؤمنان(علیه السلام) در نهج البلاغه در وصف یاران حضرت مهدی(علیه السلام) مورد اشاره قرار گرفته، آن است که یاران آن حضرت برای در هم کوبیدن فتنه ها و اصلاح در تمام ابعاد زندگی بشر همچون شمشیر صیقل زده با صلابت، قدرت و پر حرارت و کوبنده وارد صحنه کارزار می شوند; چون سنّت الهی بر آن است که کارها از راه عادی و مجرای معمولی و طبیعی انجام گیرند، گرچه معجزه و کرامت و دعا لازم و مؤثرند و در جای خود اعمال می شوند، اما قرار نیست همه کارها از طریق غیرطبیعی انجام شوند. بدین روی در روایات، بر قدرت شمشیر حضرت مهدی(علیه السلام) اصرار شده و در رهاورد بزرگان اهل معرفت نیز از شمشیر حضرت مهدی(علیه السلام) زیاد سخن به میان آمده است.23 این مسئله حکایت از آن دارد که اجرای عدالت و اصلاح جامعه بشری در زمان ظهور حضرت مهدی(علیه السلام)، نیازمند قدرت و توان برتر و بالاتری است و حضرت با یاران پر صلابت و پر تلاش وارد صحنه اصلاح و هدایت بشر می شود.
بدین روی، در روایتی از حضرت امیرمؤمنان(علیه السلام) رسیده که یاران حضرت مهدی(علیه السلام) همه جوان و پرطراوت هستند: <<اصحابُ المهدی شبابٌ ولا کهلَ فیهم>>;24 یاران مهدی همه جوان هستند و پیرمردی در میان آنان نیست.
در روایتی دیگر آمده است: <<یک رزمنده از یاران حضرت مهدی(علیه السلام) برابر چهل نفر قدرت دارد و قلب هر کدام از آن ها از کوه آهن سخت تر است و هرگاه در برابر کوه آهن قرار گیرند آن را متلاشی می کنند.>>25
از این گونه روایات، که تعدادشان نیز فراوان است، به خوبی معلوم می شود که یاران حضرت مهدی(علیه السلام) به سلاح علمی و عملی فوق العاده مجهّزند و با حکمت و معرفت و علم و درایت کامل، به اصلاح امور و تعدیل شئون زندگی بشر می پردازند. بدین روی، در یک جمله می توان گفت: یاران حضرت مهدی(علیه السلام) کسانی اند که خود صالح هستند و به اصلاح دیگران قیام می کنند و از این راه، جامعه صالح جهانی پدید آمده و وعده الهی،26 که حکومت و وراثت زمین را از آن صالحان دانسته است، به تحقق خواهد پیوست
پی نوشت ها
--------------------------------------------------------------------------------
1ـ نهج البلاغه، حکمت 147.
2و3ـ محمدبن یعقوب کلینى، اصول کافى، بنیاد رسالت، 1364، ج21، ص251، کتاب<<الحجة>> باب <<انّ الارضَ لاتخلوا من حجة>>.
4ـ شهاب الدین سهروردى، مجموعه مصنفات شیخ اشراق، حکمة الاشراق، تهران، پژوهشگاه علوم انسانى و مطالعات فرهنگى، 1373، ج 2، ص 12.
5ـ نهج البلاغه، خطبه 138.
6ـ نهج البلاغه، خطبه 150، بند 3.
7ـ ابن ابى الحدید، شرح نهج البلاغه، بیروت، داراحیاءالتراث العربى، ج 2، ص 416.
8ـ نهج البلاغه، خطبه 131.
9ـ محمدبن على بابویه قمى، کمال الدین و تمام النعمه، دارالحدیث، 1380، ج 1، ص 286، باب 26،ص 286.
10ـ نهج البلاغه، خطبه 138

مقدمه:مسئله ظهور منجی و قیام در راه خدا برای گسترش عدل در مکتب فکری شیعه از آن جهت که بسط عملی و عینیت توحید است همواره مهمترین اصل اعتقادی بوده است که حتی رکن رکین ولایت ، بخشی از آن محسوب میگردد.این معرفت ناب که در لسان قرآن و روایات و عرفای کامل به "حکومت الله" مشهور است واجد شرایط و اجزاء مختلفی است که از درک بسیاری از مردمان اعصار مختلف دور و بلکه پوشیده گشته تا سرالاسرار عالم برای خاصان باقی بماند و هر که در این بزم مقربتر و جان برکف تر است در آن کهف ، ایمن و ثابت دل و راسخ قدم بماند تا اراده الهی در ساعت مقرر فعلیت یابد.

امام خمینی سلام الله علیه همچون سلمان فارسی بنابر مشیت الهی تطهیر گشت و به اهل بیت اشرف ما سوی الله پیوست تا با ورود به مرز عصمت و ولایت و خلافت ، افسانه وار بودن کامل شدن انسان و ممسوس در ولایت کلیّه شدن را در هم بشکند ؛ آن عارف صمدانی در سیر علمی و عملی خویش تطابق عینی و کامل معارف بر فقه و تاثیر فقه بر اخلاقیات را به اثبات رساند و این تابلوی درخشان را در برابر همه دیدگان بر افراشت که سایه و اثر حقیقت محمدیه در عالم ماده از یکسو عینیت "حقیقت"و "طریقت" و "شریعت" است و از سوی دیگر ماحصل وحی جز اتمام و اکمال مکارم اخلاق نیست .

اگرچه شناخت شخصیت الهی امام راحل جز از شخصیتی چون او ساخته نیست اما دقت در یکی از زوایای ناشناخته حقیقت وجودی آن عارف کامل نه یک جام بلکه دریایی از معارف ناب را به رهرو راستین طریق آل الله می نوشاند چه اینکه او در عین اتصال کامل به خاندان عصمت ، در عصر ما و در برابر دیدگان ما زیست تا تفسیر حقیقی آیه شریفه " وَ ما أَرْسَلْنا قَبْلَکَ مِنَ الْمُرْسَلینَ إِلاَّ إِنَّهُمْ لَیَأْکُلُونَ الطَّعامَ وَ یَمْشُونَ فِی الْأَسْواقِ وَ جَعَلْنا بَعْضَکُمْ لِبَعْضٍ فِتْنَهً أَ تَصْبِرُونَ وَ کانَ رَبُّکَ بَصیراً (الفرقان ۲۰) " عینیت خارجی یابد .

آن زاویه ناشناخته از یک جهت بیانگر یکی از مبانی متعالی عرفان شیعه و از جهتی دیگر بزرگترین بشارت بر شروع نهضت جهانی قائم آل محمد صلی الله علیهم اجمعین است . در مبانی معرفتی ما تطابق تشریع و تکوین و عینیت تصرفات تکوینی با تشریع قوانین برای شارع مقدس ، از بدیهیات و بلکه لوازم اعتقادی است بدین معنا که تمامی دستورات اسلامی هماهنگ با نظام تکوین وضع گردیده و سیر رو به کمال هستی که به سمت مبداء خویش در جریان است در ظهور کامل دین و جهانگیر شدن اسلام تجلی می یابد و در این بین شارع مقدس تجلی تام همه صفات الهی و فعلیت بخش اراده او در عالم امکان است و این نه در حد یک کلمه مجمل بلکه یک حقیقت بسط یافته در طول تاریخ بشریت از آدم تا خاتم و از شروع اسلام تا قیامت کبراست .
نگاهی به روایات و آیه های قرآن:
روایاتی که ایرانیان و پیرامون آیاتی که تفسیر به ایرانیان شده وارد شده است تحت نه عنوان گرفته شده است:
۱-طرفداران سلمان فارسی ۲- اهل مشرق زمین ۳- اهل خراسان ۴- یاران درفش های سیاه ۵- فارسیان ۶- سرخ رویان ۷- فرزندان سرخ رویان ۸- اهل قم ۹- اهل طالقان که همگی این القاب به ایرانیان گفته می شده است.
خداوند متعال میفرماید: و ان تتولوا یستبدل قوما غیرکم
در تفسیر این آیه میخوانیم:با اینکه شما فرا خوانده میشوید تا در راه خدا انفاق کنید برخی از شما در انفاق بخل می ورزد و کسی که بخل می کند و خداوند بی نیاز است و شما نیازمندید و اگر روگردان شوید خداوند گروهی را غیر از شما جایگزینتان می نماید و آنان نسل شما نیستند(۱)
صاحب کشاف نقل میکند که از پیامبر درباره ی کلمه قوم که در آیه شریفه آمده چیست؟سلمان فارسی نزدیک پیامبر(ص) نشسته بود آن حضرت با دست مبارک خود به ران پای سلمان زد و فرمود:
((به خدایی که جان من در دست قدرت اوست اگر ایمان به کهکشانها بستگی داشته باشد مردانی از فارس بدان دست می یابند))(۲)
به نقل از صاحب مجمع البیان از امام باقر(ع)روایت شده که فرمودند: ای اعراب اگر روی بگردانید خداوند گروه دیگری را جایگزین شما میگرداند.
و صاحب المیزان آورده که درالمنثور روایتی را از عبدالرزاق و عبدین حمید و ترمذی و ابن حریر و ابن ابی حاتم وطبرانی در کتاب اوسط و بیهقی در کتاب دلایل از ابوهریره نقل کرده است که وی گفت:پیامبر(ص) این آیه را ((و ان تتولوا یستبدل قوما غیرکم ثم لا یوا امثالکم))قرائت فرمود.عرض کردند:
این ها چه کسانی هستند که اگر ما روی گردان شویم جایگزین ما میشوند؟پیامبر(ص)با دست خود به شانه سلمان زد و سپس فرمود:
او و طرفداران او.به خدایی که جانم در دست قدرت اوست اگر ایمان بستگی به کهکشانها داشته باشد مردانی از فارس بدان دست می یابند.
مانند این روایات به طرق دیگری از ابوهریره و از ابن مردوده از جابر ابن عبدالله نقل شده است.
روایات بعدی که در تفسیر نورالثقلین آمده است دلالت دارد که این جایگزینی در زمان بنی امیه حاصل شده است چون زمانی که عربها متوجه مراکز و مناصب و مال اندوزی بودند ایرانیان به کسب علوم انسانی روی آورده و از آنان سبقت گرفته اند.از امام صادق نقل شده که فرمودند:قد والله ابدل خیرا منهم الموالی.((سوگند بخدایی که بهتر از آن را جایگزین فرمود.))
از این آیات و احادیث و بسیاری از احادیث دیگر این چنین معلوم میشود که ایرانیان در آینده وظیفه ی سنگینی بر دوش خواهند کشید و آن چیزی نیست جز زمینه سازی حکومت امام زمان(عج) که در همه احادیث از جمله حدیث زیر از ایرانیان به عنوان مردم مشرق زمین و زمینه سازان حکومت امام مهدی(عج) یاد شده است.
قدیمی ترین منابع حدیث اهل سنت که این روایت یا بخشی از آن را نقل کرده اند عبارت اند از:ابن ماجه در سنن خود ج ۲ ص ۵۱۸و۲۶۹و حاکم در مستدرک ج۴ ص۴۶۴و ۵۵۳و ابن حماد در نسخه خطی خود(قتن)ص۸۴و۸۵ و ابن ابی شیبه در مصنف خود ج۱۵ ص ۲۳۵ و دارمی در سنن خود ص ۹۳و متاخرترین آنها این روایت را نقل کرده اند.
از عبد الله ابن مسعود نقل شده است که گفت:حضور پیامبر رسیدیم.پیامبر فرمودند:بزودی بعد از من اهل بیتم در شهرها و سرزمین ها آواره خواهند شد تا اینکه درفش هایی سیاه از مشرق زمین به اهتزاز در آید که حق را می طلبند.اما حقوقشان را ادا نمیکنند.آنان دست از حق بر نمیدارند اما اجابت نمیشوند دیگر بار درخواست میکنند.به آنها اعتنا نمی کنند در این صورت دست به مبارزه زده و به پیروزی می رسند.هرگاه کسی از شما یا ذریه شما آن زمان را درک کرد باید به پیشوای اهل بیت من بپیوندد اگر چه با دشواری بر روی برف سینه خیز برود.آنها درفش های هدایت اند که آن را به دست مردی از اهل بیت من می سپارند که نام وی مانند نام من است و نام پدرش نام پدرم می باشد.او مالک زمین گردد وآن را پر از عدل داد کند آنگونه که از جور و ستم پر شده است.
و روایات و احادیث و آیه های قرآن از جمله آیه ۵۴سوره مائده میتوان اشاره کردو انشالله خداوند بر ما منت گذارد و ما را لایق آنچه در قرآن خود آورده بداند تا در کنار امام زمان(عج)بتوانیم حکومت اسلامی محمدی بر پا کنیم و قوم نشان شده ای که قرآن از آن به نیکی یاد میکند باشیمو انشالله ظهور قائم ال محمد نزدیک است.
منابع:
۱- سوره محمد آیه ۳۸
۲- المیزان ج۱۸ ص ۲۵۰
۳- سوره مائده آیه۵۴

ناگفته پیداست که آثار تربیتی اعتقاد به این که امام زمان علیه السلام ناظر بر اعمال ماست، انکارناشدنی است. بدیهی است که آن شیعه ای که امام خویش را شاهد و ناظر بر اعمال خود می داند همواره تلاش می کند که طوری رفتارکند که وقتی اعمال او بر امامش عرضه شد لبخند رضایت را بر لبان مبارک ایشان بنشاند.

در ذیل آیه 105 سوره توبه روایات فراوانی از ائمه طاهرین علیهم السلام رسیده است که دلالت دارند بر این که مراد از مؤمنون در این آیه که خداوند ایشان را ناظر بر اعمال انسان ها می داند، ائمه علیهم السلام هستند و با استناد به همین روایات شریفه اصل آگاهی و نظارت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف نسبت به اعمال بندگان اثبات می گردد.

دراین آیه آمده است: <<وقل اعملوا فسیری الله عملکم ورسوله والمؤمنون وستردّون إلی عالم الغیب والشهادة فینبئکم بما کنتم تعملون>> و بگو هر عملی که می خواهید انجام دهید، پس به زودی خدا و رسولش و مؤمنون عمل شما را می بینند>>.

قبل از این که برخی از روایات را مورد بررسی قرار دهیم لازم است در خصوص تفسیر آیه فوق از دیدگاه مفسران قرآن اشاره داشته باشیم.
<<سین>> استقبال بر سر فعل <<یری>> در آیه از نظر لفظی به معنای تحقق فعل رؤیت در آینده نزدیک است. حال اگر فعل رؤیت را در آیه به معنای دیدن بگیریم دلیل داخل شدن سین استقبال بر سر فعل رؤیت این خواهد بود که تا عملی اتفاق نیفتاده، فعل رؤیت به آن تعلق نگرفته و قابل دیدن نخواهد بود. پس در آینده نزدیک اگر عملی از شما سر زد، خداوند، رسول و مؤمنون آن را خواهند دید.
ولی اگر فعل یری را به معنی علم و آگاهی بگیریم (همان طور که عده ای از مفسرین قائل به این معنا هستند) فعل یری در مورد رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم و مؤمنون مذکور در آیه بدین معنا خواهد بود که، پس از تحقق عمل، رسول خدا و مؤمنون از عمل شما آگاه خواهند شد (که در مورد نحوه آن سخن خواهیم گفت)، ولی در مورد خداوند این اشکال مطرح می شود که خداوند پیش از وجود اشیاء به آن ها علم و آگاهی دارد و اگر بگوییم که طبق این آیه بعداز تحقق اعمال، خداوند آگاه می شود، این با علم ذاتی خداوند منافات دارد که پاسخ این است که مراد از علم خداوند در این آیه علم به وجود اعمال، پس از تحقق آن هاست بعد از آن که به آن اعمال قبل از تحققشان علم داشت و این همان علم فعلی خداوند است.
(تفسیر مجمع البیان/5/119) علت طرح نکته دوم استفاده بعدی ما از این نکته در خصوص نحوه عرضه اعمال به محضر امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است. حال به ذکر برخی از روایات که ذیل این آیه شریفه آمده اند، می پردازیم:
امام صادق علیه السلام در مورد این که مراد از <<المؤمنون>> در این آیه چه کسانی هستند، می فرماید: <<هم الائمه علیهم السلام (کافی/1/219)، تعرض علیهم اعمال العباد کل یوم الی یوم القیامة؛ آن ها ائمه علیهم السلام هستند که اعمال بندگان هر روز تا روز قیامت به ایشان عرضه می شود>> (بصائرالدرجات/447). در روایت دیگر از حضرت در این خصوص آمده است: <<المؤمنون ههنا الائمة الطاهرون صلوات الله علیهم. مؤمنون در این جا ائمه طاهرین هستند>>. (ینابیع المعاجز/105)
در روایت دیگر از ابن اذینه نامی آمده است که نزد امام صادق علیه السلام بودم گفتم: فدایتان شوم، مرا از معنای آیه شریفه <<و قل اعملوا.>> آگاه کنید، حضرت فرمود: <<منظور ما هستیم>>.
با کمی دقت در روایات صحیحه فوق به راحتی در می یابیم که حضرات معصومین علیهم السلام شاهد و ناظر بر اعمال ما هستند و این مسئله در واقع یکی از اعتقادات مهم شیعه است و البته دلایل نقلی این امر محصور در آیه فوق و روایات مربوط به آن نیست.
به عنوان مثال در ذیل آیه شریفه 143 سوره مبارکه بقره <<و کذلک جعلناکم امّة وسطاً لتوا شهداء علی الناس و ی الرسول علیکم شهیدا>> در روایتی از امام باقر علیه السلام آمده است: <<نحن الامة الوسط و نحن شهداء الله تبارک و تعالی علی خلقه و حججه فی ارضه؛ ما ائمه، امت میانه هستیم و ما گواهان خداوند بر خلقش و حجت های او در روی زمین هستیم>>. (کافی/1/191) و البته مراد از شهدا در آیه مذکور شاهدان بر اعمال مردم اند. (تفسیر المیزان/1)
این مسئله در منابع اهل سنت نیز با دلایل نقلی به اثبات می رسد؛ به عنوان مثال در کتاب شواهدالتنزیل که از کتب تفسیری اهل سنت است، در ذیل آیه 143 سوره بقره، حدیثی از امیرالمؤمنین علی علیه السلام نقل شده است که می فرماید: <<خداوند در آیه <<لتوا شهداء علی الناس>> ما ائمه را قصد کرده است. پس رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم شاهد بر ماست و ما شاهدین خدا بر مردم و حجت او بر روی زمین هستیم>>. (شواهدالتنزیل/1/119)
ناگفته پیداست که آثار تربیتی این اعتقاد که امام زمان علیه السلام ناظر بر اعمال ماست، انکارناشدنی است. بدیهی است که آن شیعه ای که امام خویش را شاهد و ناظر بر اعمال خود می داند و به این مسئله اعتقاد دارد، همواره تلاش می کند که مبادا با اعمال خود موجبات ناراحتی امام خویش را فراهم آورد و طوری رفتار می کند که وقتی اعمال او بر امامش عرضه شد لبخند رضایت را بر لبان مبارک ایشان بنشاند. شخصی به نام سماعه می گوید:
روزی از امام صادق علیه السلام شنیدم که حضرت فرمود: چرا رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم را ناراحت می کنید؟ شخصی پرسید: فدایتان شوم چگونه پیامبر خدا را ناراحت می کنیم (حال آن که ایشان در بین ما نیست)؟ حضرت فرمود: آیا نمی دانید که اعمال شما بر او عرضه می شود؟ پس وقتی که در بین آن ها (اعمال) معصیت خدا را می بیند، ناراحت می شود. پس (با اعمال خود) پیامبر خدا را ناراحت نکنید، بلکه او را خوشحال و مسرور نمائید. (ینابیع المعاجز/103)
▪ چگونگی عرضه اعمال به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف
نکته پایانی این بحث را اختصاص می دهیم به بررسی نحوه عرضه اعمال به محضر امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف . در خصوص اینکه اعمال چگونه به محضر حضرت عرضه می گردد، احتمالاتی وجود دارد که در ذیل به طور مختصر به آن ها اشاره می کنیم:
احتمال اول: احتمال قوی در این خصوص، عرضه اعمال یا بهتر است بگوییم نامه اعمال توسط ملائکه به محضر امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است.
مؤیدی که می توان در این خصوص ارائه کرد، روایاتی هستند که دلالت می کنند اعمال بندگان در روزهای دوشنبه و پنج شنبه بر پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم و ائمه علیهم السلام عرضه می شوند. (تفسیر مجمع البیان/5/119) به اضافه روایاتی در مورد پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم که می گوید حضرت روزهای دوشنبه و پنج شنبه را روزه می گرفتند، وقتی از ایشان سؤال شد که چرا این روزها را روزه می گیرید؟ حضرت فرمودند که اعمال بندگان هر دوشنبه و پنج شنبه بالا می رود و من دوست دارم که وقتی اعمالم بالا می رود، روزه دار باشم. (بحارالأنوار/5/329)
از جمع بین این دو دسته می توان نتیجه گرفت که آن چه به محضر پیامبر و ائمه علیهم السلام عرضه می شود مجموعه اعمال چند روزه بندگان است که با همه بحث های ممکن در مورد ماهیت نامه اعمال، خدمت حضرات معصومین علیهم السلام عرضه می گردد.
و البته ناگفته نماند که این احتمال با معنای دوم لفظ رؤیت در آیه شریفه، یعنی معنای علم و آگاهی که در ذیل نکته دوم در آغاز بحث مورد اشاره قرار گرفت، تناسب بیشتری دارد.
احتمال دوم: احتمال دیگر این است که خود حضرت اعمال بندگان را می بینند چراکه به عنوان مثال در زیارت نامه امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در روز جمعه می خوانیم: <<السلام علیک یا عین الله فی خلقه>>. (همان/344) که از عنوان عین اللهی حضرت می توان برداشت کرد که حضرت خود به ملاحظه این که چشم خداوند در بین خلق هستند، اعمال ایشان را می بینند و یا در روایتی داریم که می فرماید: <<انهم شهود الله فی ارضه>>. (همان/346)؛ و بدیهی است که کسانی می توانند شهود باشند و به عنوان مثال در فردای قیامت، شهادت بر اعمال بندگان دهند که خود شاهد اعمال بوده و کردار بندگان را دیده باشند. این احتمال نیز با معنای اول رؤیت (یری) در آیه شریفه یعنی معنای دیدن متناسب است.
احتمال سوم: احتمال دیگر این است که امام عجل الله تعالی فرجه الشریف هر آن چه در گذشته اتفاق افتاده و در آینده واقع خواهد شد، اعم از حوادث و اعمال بندگان را از پیش می داند و مستند نقلی ما در مورد این آگاهی امام روایاتی چون این روایت است که امام صادق علیه السلام فرمود: <<. و ان رسول الله اعطی علم ما کان و ما هو کائن الی یوم القیامة فورثناه من رسول الله وراثة؛ به رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم علم آن چه واقع شده و آن چه تا قیامت واقع خواهد شد، داده شده و ما آن را از او به ارث برده ایم>>. (همان/17/145)

خداوند در قرآن آیه هایی را درباره ظهور امام زمان (عج) آورده است و درباره حکومت او بر زمین سخن گفته است که این آیات را در این مطلب می خوانید.

کدام آیه های قرآن دربارهامام زمان(عج) است؟
وعده ای که خداوند متعال در قرآن کریم درباره ظهورامام زمان(عج) بارها فرموده بود. در قرآن کریم، آیه ای که نام صاحب امان (عج) در آن تصریح شده باشد وجود ندارد اما احادیثی هستند که در آنها به خالی نبودن زمین از حجت تأکید شده است و آیاتی نیز هستند که به حکومت صالحان بر زمین بشارت می دهند.
آیه های قرآن درباره امام زمان
سوره هود آیه 8
<<وَ لَئِنْ أَخَّرْنا عَنْهُمُ الْعَذابَ إِلیrlm; أُمَّهٍ مَعْدُودَهٍ لَیَقُولُنَّ ما یَحْبِسُهُ أَلا یَوْمَ یَأْتِیهِمْ لَیْسَ مَصْرُوفاً عَنْهُمْ وَ حاقَ بِهِمْ ما کانُوا بِهِ یَسْتَهْزِؤُنَ>>
<<اگر عذاب را تا مدت معینی (ظهور امام زمان) بتأخیر بیاندازیم خواهند گفت چه چیز آن را باز داشت (و مانع ظهور امام زمان چیست؟) بدانید روزی که عذاب میrlm;آید از آنها برداشته نمیشود، بلکه بر آنان فرود آمده و آنچه را استهزاء بآن میکردند خواهند دید>>.
از امیرالمؤمنین روایت شده که در تأویل این آیه شریفه فرمود:<<أُمَّهٍ مَعْدُودَهٍ اصحاب قائم آل محمد است که سیصد و سیزده نفر می باشند>>.
امام صادق (ع) فرموده اند:<<این عذاب قیام امام زمان و امت معدوده یاران او میباشند. که برابر با سپاه اسلام در جنگ بدر هستند (یعنی 313 تن میباشند).>>
وعده خدا درباره امام زمان
سوره ابراهیم آیه 5
<<وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا مُوسیrlm; بِآیاتِنا أَنْ أَخْرِجْ قَوْمَکَ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَی النُّورِ وَ ذَکِّرْهُمْ بِأَیَّامِ اللَّهِ إِنَّ فیrlm; ذلِکَ لَآیاتٍ لِکُلِّ صَبَّارٍ شَکُورٍ>>
<<موسی را همراه آیات خود فرستادیم تا قوم خود را از ورطه ظلمانی کفر درآورده بوادی نورانی ایمان رهبری کند، و آنها را بروزهای خداوندی متذکر گرداند که در آن آیاتی است برای هر صبرکننده شکرگزاری>>.
در خصال صدوق از امام باقر روایت نموده که فرمود <<ایام اللَّه>> سه روز است:<<روز قیام قائم آل محمد، روز رجعت و روز قیامت>>.
سوره انبیاء آیه 105
<<وَ لَقَدْ کَتَبْنا فِی اَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصَّالِحُونَ>>
<<در زبور (حضرت داود پیغمبر) بعد از کتب آسمانی سابق نوشتیم که:زمین را بندگان صالح ما بارث میبرند>>.
و اینان قائم آل محمد و یاران او می باشند.
سوره حج آیه 33
<<أُذِنَ لِلَّذِینَ یُقاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَ إِنَّ اللَّهَ عَلیrlm; نَصْرِهِمْ لَقَدِیرٌ>>
<<به آنان که ستم دیدهrlm; اند اگر پیکار کنند، اجازه جنگ داده شده و خداوند قدرت بر یاری آنها دارد>>.
ابن ابی عمیر از عبد اللَّه بن مسکان از امام جعفر صادق علیه السّلام روایت کرده که فرمود:<<او قائم آل محمد است که برای خون- خواهی حسین علیه السّلام قیام می کند>>.
سوره صف آیه 8
<<یُرِیدُونَ لِیُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْکافِرُونَ>>
<<می rlm;خواهند نور خدا را به دهانهایشان خاموش کنند ولی خدا کاملrlm; کننده نور خویش است، اگر چه کافران را ناخوش آید>>.
از حضرت موسی بن جعفر علیه السّلام معنی آیه <<یُرِیدُونَ لِیُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ>> را پرسید، حضرت فرمود:<<مقصود، دوستی امیرالمؤمنین علیه السّلام است وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ یعنی خداوند امامت را به آخر می رساند به دلیل آیه شریفه:<<الذین فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ النُّورِ الَّذِی أَنْزَلْنا>> که مقصود از نور همان امام است>>. محمد بن فضیل میگوید:<<عرض کردم:<<هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدیrlm; وَ دِینِ الْحَقِّ>>یعنی چه؟>> فرمود:<<یعنی خداوند به پیغمبرش دستور داد که وم دوستی جانشین خود <<امیر المؤمنین>> را به مردم اعلام کند، و دوستی وصی پیغمبر <<دین حق>> است>>.
عرض کردم <<لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ>> چیست؟ فرمود:<<یعنی خداوند به هنگام ظهور قائم ما دین حق را بر همه ادیان باطله پیروز می گرداند. چنان که خود فرموده:<<وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ>> یعنی خداوند نور خود را با ولایت قائم آل محمد تمام میکند <<وَ لَوْ کَرِهَ الْکافِرُونَ>> یعنی هر چند دشمنان علی این را نخواهند>>. عرض کردم:<<اینکه میفرمائی تنزیل و ظاهر معنی قرآن است!>> فرمود:<<آری آنچه که گفتم تنزیل و ظاهر معنی قرآن است>>.
سوره ملک آیه 30
<<قُلْ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ ماؤُکُمْ غَوْراً فَمَنْ یَأْتِیکُمْ بِماءٍ؛ مَعِینٍ >>
<<ای پیغمبر! به مردم بگو:بمن بگوئید:اگر آبی که در دسترس دارید در زمین فرو رود کیست که آب روان برای شما بیاورد؟>>.
از حضرتامام رضاعلیه السّلام روایت است که فرمود:<<مائکم، یعنی (ابوابکم) که ائمه هستند و ائمه ابواب (ودرهای رحمت الهی) میباشند <<فَمَنْ یَأْتِیکُمْ بِماءٍ مَعِینٍ>> یعنی کیست که علم امام را برای شما بیاورد؟ (و آن درها را بروی شما بگشاید)؟>>
سوره صف آیه 9 و سوره توبه آیه 33
<<هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدیrlm; وَ دِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ>>
<<خدا فرستاده خود را با هدایت و دین حق فرستاد تا بر همه دینها غالب شود. هر چند مشرکین نخواهند>>.
راوی می گوید:از امام هشتم از آیه هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدیrlm;، سؤال کردم. فرمودند:<<هنوز موقع تأویل این آیه نرسیده است>>، گفتم:<<قربانت گردم! کی موقع آن فرا میرسد؟>> فرمود:<<ان شاء اللَّه هنگامی که قائم قیام کند و چون قیام کند هر جا کافر و مشرکی باشد، ظهور او را ناخوش دارد تا جایی که اگر کافری در دل سنگی پنهان شود سنگ صدا میزند ای مؤمن! کافری یا مشرکی در من پنهان شده او را بکش، خداوند او را بیرون میrlm; آورد و یاران قائم او را بقتل می رسانند>>.
از ابن عباس روایت شده که وی در باره آیه <<لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ>> گفت:<<این در زمانی است که تمام یهودیان و نصاری و پیروان هر کیشی بدین حنیف اسلام بگروند و گرگ و میش و گاو و شیر و انسان و مار از جان خود ایمن باشند، موقعی که دیگر موش انبانی را پاره نمیکند وقتی که حکم جزیه گرفتن از اهل کتاب ساقط میrlm;شود و هر جا صلیبی است شکسته میگردد و خوگها معدوم می rlm;شود و این بهنگام قیام قائم آل محمد خواهد بود>>.
سوره نور آیه 55
<<وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضیrlm; لَهُمْ وَ لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً یَعْبُدُونَنِی لا یُشْرِکُونَ بِی شَیْئاً>>
<<خداوند به کسانی- که از شما ایمان آورده و عمل صالح پیشه ساختهrlm;اند وعده داده که آنها را در زمین نماینده خود گرداند چنان که همانند آنها را سابقا خلیفه کرد. و ثابت میدارد دینrlm; آنها را که برای آنان برگزید، ترس آنها را تبدیل بأمن کنیم و اینان هیچ گاه بمن شرک نیاورند>>.
در غیبت شیخ روایت میکند که این آیه نیز در باره مهدی موعود و یاران او نازل شده.
سوره قصص آیه 5
<<وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّهً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِینَ>>
<<و ما بر آن هستیم که بر مستضعفان روی زمین نعمت دهیم و آنان را پیشوایان سازیم و وارثان گردانیم>>.
در غیبت شیخ از امیرالمؤمنین علیه السّلام روایت میکند که در تفسیر این آیه فرمود:<<اینان که در زمین ضعیف گشته rlm;اند آل پیغمبرند که خداوند مهدی آنها را برانگیزد تا آنان را عزیز و دشمنانشان را ذلیل گرداند>>.
علائم نهایی پیش از ظهور امامان زمان (عج) چیست؟
علائم ظهور حضرت مهدی (عج) بر دو دسته تقسیم می شوند:
الف:علائم حتمی و قطعی
ب:علائم غیر حتمی و غیر قطعی که البته در این علائم هم ممکن است اختلاف نظر وجود داشته باشد.
علائم غیر حتمی فراوان هستند و نوعاً بعضی از آنان به وقوع پیوسته است اما علائم حتمی و قطعی هنوز رخ نداده اند بعضی از این علائم قطعی عبارتند از:
1. خروج سفیانی:پیش از ظهور مردی از نسل ابوسفیان در منطقه شام خروج می کند و با تظاهر به دینداری گروه زیادی از مسلمانان را می فریبد و به گرد خود می آورد و بخش گسترده ای از سرزمینهای اسلام را به تصرف خویش در می آورد و بر مناطق پنجگانه شام، حمص، فلسطین، اردن و قنسرین (نام شهری در نزدیکی حلب) و منطقة عراق سیطره می یابد و در کوفه و نجف به قتل عام شیعیان می پردازد و برای کشتن و یافتن آنان جایزه تعیین می کند آنگاه که از ظهور امام زمان باخبر می شود با سپاهی گران به جنگ وی می رود که در منطقه بیداد (بین مکه و مدینه) با سپاه امام (ع) برخورد می کند و به امر خدا همه لشگریان وی به جز چند نفر در زمین فرو می روند و هلاک می شوند.
وعده خدا درباره امام زمان
2. خسف در بیداء:خسف یعنی فرو رفتن و پنهان شدن، و بیداء نام منطقه ای در مکه و مدینه است. ظاهراً لشگر سفیانی در این منطقه که به قصد جنگ با امام عصر(عج) آمده است در زمین فرو می روند.
3. خروج یمانی:سرداری از یمن قیام می کند و مردم را به حق و عدل دعوت می کند این نشانه در منابع عامه نیست ولی در مصادر شیعه روایات فراوانی در این باره وجود دارد. امام صادق (ع) فرمود:قیامهای سه گانه خراسانی، سفیانی، یمانی در یک سال و یک ماه و یک روز خواهد بود و هیچ پرچمی به اندازه پرچم یمانی دعوت حق و هدایت نمی کند و هم فرمود که یمانی از علائم حتمی است.
4. قتل نفس زکیه:زکیه یعنی فرد پاک و بی گناه و کسی که قتلی انجام نداده است و جرمی ندارد. در آستانه ظهور مهدی (عج) در گیرودار مبارزات زمینه ساز انقلاب حضرت مهدی (عج) فردی پاکباخته و مخلص از اولاد حضرت امام حسن مجتبی (ع) در راه امام می کوشد و در این راه مظلومانه به قتل می رسد. روایات گاهی نفس زکیه و گاهی <<سید حسنی>> گفته اند امام باقر (ع) فرمود:بین ظهور مهدی (عج) و کشته شدن نفس زکیه بیش از پانزده شبانه روز فاصله نیست.
5. صیحه آسمانی:منظور از صیحه آسمانی صدایی است که در آستانه ظهور حضرت مهدی در آسمان شنیده می شود و همه مردم آن را می شنوند در روایات تعبیر به <<نداء>> <<فزعه>> <<صوت>> نیز بکار رفته است که ظاهر آن نشان می دهد که هر یک از اینها نشانه جداگانه ای است که پیش از ظهور واقع می شود لکن به نظر می رسد که اینها تعبیر از یک واقعیت است و ممکن هم هست که از سه حادثه جدای از هم خبر داده باشند که اول صداهای هولناکی برآید و همه را به خود متوجه کند (صیحه) و به دنبال آن صدای مهیب و هولناکی شنیده شود که دلهای مردم را به وحشت اندازد (فزعه) و آن گاه از آسمان صدایی شنیده می شود که مردم را به سوی مهدی(عج) فرا می خواند (نداء) روایاتی که از این معنا خبر داده اند از طریق شیعه و سنی فراوان هستند. امام باقر (ع) می فرماید:ندا کننده ای از آسمان نام قائم را ندا می کند پس هر که در شرق و غرب است آن را می شنود و از وحشت این صدا خوابیده ها بیدار و ایستادگان نشسته و نشستگان بر دو پای خویش می ایستند رحمت خدا بر کسی که از این صدا عبرت گیرد و ندای وی را اجابت کند زیرا صدای نخست، صدای جبرئیل روح الأمین است.
آنگاه می فرماید:این صدا در بیست و سوم ماه رمضان خواهد بود در این هیچ شک نکنید و بشنوید و فرمان برید، در آخر روز شیطان فریاد می زند که <<فلانی مظلوم کشته شد>> تا مردم را بفریبد و به شک اندازد. و امام صادق (ع) می فرماید:در ابتدای روز گویند ه ای در آسمان ندا می دهد که آگاه باشید که حق با علی و شیعیان اوست. پس از آن در پایان روز شیطان که لعنت خدا بر او باد از روی زمین فریاد می زند که حق با عثمان و پیروان اوست پس در این هنگام باطل گرایان به شک می افتند هرگاه گوینده ای از آسمان نداء بزند که حق با اولاد محمد(ص) است در آن هنگام ظهور مهدی(عج) به سر زبانها می افتد به گونه ای که غیر از او یاد نمی کنند.
6. خروج دجال:این نشانه در کتب اهل سنت از علائم برپایی قیامت شناخته شده استولی در منابع روایی شیعه از نشانه های ظهور است. و اشکال ندارد که هم علامت ظهور و هم علامت معاد باشد. چون خود ظهور امام عصر (عج) هم از علائم آخرامان می باشد.
دجال فردی است که در آخر امان و پیش از قیام مهدی (عج) خروج می کند و غیر عادی است و با انجام کارهای شگفت انگیز جمع زیادی از مردم را می فریبد و سرانجام به دست عیسی مسیح (ع) در کنار دروازه rdquo;لدldquo; در منطقه شام به هلاکت می رسد. در مورد دجال نظریه های متعددی طرح شده است مثلا گروهی آن را فردی نامیده اند و دسته ای آن را جریانی می دانند و نه شخص معین که مطرح کردن این امور مجال دیگری را می طلبد.

طول عمر امام زمان (عج) در حقیقت یکی از همان "کن فی " هایی است که خداوند عزوجل در قرآن فرموده است. راز این طول عمر از 4 منظرثابت می شود به نوعی که حتی علمای ادیان دیگر هم وارد بحث می شوند.

اثباتطول عمر امام زماناز نظر علمای دین

طول عمر امام زمان(عج) یکی از مسائلی است که ذهن هر انسانی را درگیر سوالات متعدد می سازد. در این رابطه علما و متخصصان دلایلی را مطرح می کنند که دال بر اثبات این طول عمر است.
لطفا در مورد غیبت امام زمان توضیح دهید که چگونه یک فرد میتواند به این مدت عمر کرده و غایب باشد؟ آیا امام زمان مثل ما جسم دارد و دارد مخفیانه و دور از دیده ها زندگی میکند؟ یا ما او را نمیبینیم ولی او در میانماستو همه ما را میبیند.(غیبیت متافیزیکی)
علت طول عمر امام زمان
مقصود این است که حاضرند و در بین مردمند دارای جسمند با مردمند لیکن مردم ایشان را نمی شناسند مانند هزاران غریبه ای که نمی شناسیم. اما در مورد عمر طولانی:یک پاسخ اجمالی این است که هر مسلمانی اعتقاد دارد که خداوند اگر بخواهد کاری را انجام دهد، قدرت آن را دارد و کافی است اراده ی الهی به امری تعلق گیرد تا آن کار انجام شود. در قرآن کریم می خوانیم که اگر خدا بخواهد امری ایجاد شود، به او می گوید باش، پس به وجود می آید:" کن فی" پس هیچ عجیب نیست که خداوند بخواهد حجتش را زنده نگه دارد و این کار را انجام دهد.
برخی از دلایل مهم اثبات <<طول عمر>> حضرت مهدی، به شرح زیر است :
دلایل علمی طول عمر امام زمان
علوم امروز، امکان طول عمر را تأیید کرده و کوشش بشر را در این راه، نتیجهrlm; بخش، موفقیت rlm;آمیز و لازم میrlm; شناسد و برای طول عمر، حد و اندازهrlm;ای معلوم نمیکند. تقلیل مرگ و میرها و طولانی شدن عمر، وارد مرحله عملی شده و با سرعت رو به تکامل است و حد متوسط عمر از 47 سال به 74 سال رسیده است. در این زمینه میrlm; توان نظر علوم مختلف را چنین تبیین کرد:
زیست شناسان میگویند:اگر اختلالات و آسیبrlm; هایی که به انسان میرسد و موجب کوتاهی عمر او میشود، رفع گردد، عمر او به دویست سال خواهد رسید. برخی میrlm;گویند :انسان باید سیصد سال عمر کند؛ اینکه میrlm;بینیم هفتاد یا هشتاد سال عمر میrlm;کند، بر اثر آن است که عضوی از او فرسوده میrlm; شود و به عضوهای دیگر سرایت میrlm;کند. (مجله دانشمند، سال 6، ش 1، ص 43.) بر اساس نظر دانشمندان، پیری جز فرسوده شدن سلولrlm;های بدن نیست و اگر روزی بشر بتواند سلولrlm;های بدن انسان را جوان نگه دارد، خواهد توانست بهراز طول عمردست یابد و از عمری دراز برخوردار گردد. از نظر دانش جدید، جسم انسان برای سالیانی دراز، دارای قابلیت حیات و بقا است.
طول عمر حضرت ولیعصر
دانشمندانی که نظریات آنان مورد اعتماد است، میrlm;گویند:همه بافت rlm;های اصلی در جسم انسان و حیوان، تا بیrlm;نهایت قابلیت دارد و از این جهت کاملاً ممکن است که انسانی هزاران سال زنده بماند؛ البته مشروط به اینکه عوارضی بر او عارض نشود که ریسمان حیات او را پاره کند. (برای آگاهی بیشتر ر.ک :ائمتنا، ج 2، ص 371 ؛ منتخب الاثر، ص 281 ؛ المهدی، ص 141. ب.)
در قوانین طبیعی، در مورد مقدار عمر طبیعی بشر، هیچ اصل ثابت و غیر قابل تغییری وجود ندارد. به همین دلیل، دانشمندان علوم تجربی، همواره در حال مطالعه و آزمایشrlm;اند و میrlm;کوشند تا متوسط طول عمر انسان را افزایش دهند. بدون شک اگر مقدار عمر طبیعی انسان، دارای اصول ثابت و غیر قابل تغییر بود، این مطالعات و آزمایشrlm;ها، معنا و مفهومی نداشت. دانشمندان با تحقیقاتی که به عمل آوردهrlm;اند. موفق شده rlm;اند عمر برخی از ات را تا نهصد برابر عمر طبیعی آن، افزایش دهند. اگر این قضیه روزی در مورد انسان به حقیقت بپیوندد، عمر هزار ساله برای انسان، امری پیش پا افتاده خواهد بود ( فصلنامه انتظار، ش 6، ص 242 و 243 ؛ به نقل از :علی محمد علی دخیل، ائمتنا، ج 2، ص 372. )
امام زمان(عج) هم عالم کامل و هم عامل به قوانین و پدیدهrlm; های الهی است و این دو در سایه تقدیر الهی، دیر زیستی و سالم زیستی را به همراه داشته است. (سید محمد تقی آیت اللهی، مقاله طول عمر، کتاب نینوا و انتظار، ص 269 - 272.)
امکان منطقی و عقلیrlm;:
حکما و فلاسفه گفتهrlm; اند بهترین دلیل بر امکان هر چیزی، واقع شدن آن چیز است. همین که طول عمر در میان پیشینیان روی داده و تاریخ، افراد زیادی را به ما نشان میrlm;دهد که عمری دراز داشته rlm;اند، خود دلیل روشنی است بر اینکه طول عمر، از دیدگاه عقل، امری ممکن است و بنابراین طول عمر حضرت مهدی(عج) امکانrlm;پذیر است. خواجه نصیر الدین طوسی میrlm;گوید :<<طول عمر مهدی(عج) اتفاق افتاده و محقق شده است؛ چون چنین است؛ بعید شمردن طول عمر در مورد مهدی(عج) جهل محض است>> خورشید مغرب، ص 214. علامه طباطبایی نیز میrlm;نویسد :<<هیچ قاعده و برهان عقلی وجود ندارد که بر محال بودن طول عمر دلالت کند. به همین جهت نمیrlm;توانیم، طول عمر را انکار کنیم>> المیزان، ج 12، ص 52-35.
طول عمر از نظر ادیانrlm;:
مسئله طول عمر تا حدودی مورد پذیرش ادیان قرار گرفته و آنها از عمر بسیار طولانی جمعی از افراد بشر خبر داده rlm;اند. تورات فعلی، در سِفر تکوین (اصحاح 5، 9 و 11) و. افرادی از پیغمبران و دیگران را نام برده و عمرهای طولانی هر یک را - که م از چهارصد، ششصد، هفتصد، هشتصد و نهصد بوده - به صراحت بیان داشته است. علاوه بر این معتقدند :<<ایلیا>>، زنده به آسمان برده شده است ر.ک :اظهار الحق، ج 2، ص 124.
ادیان باستانی دیگر (مثل زرتشتی و بودایی) نیز از عمرهای طولانی جمعی از افراد بشر، خبر داده rlm;اند و همه قائل به طول عمر؛ بلکه بقای حیات اشخاص تا این زمان هستند صافی گلپایگانی، امامت و مهدویت، ج 2، ص 372 و 373.
مسیحیان نیز معتقدند:حضرت عیسی پس از قتل، زنده شد و تاکنون زنده است. چهار. اعجاز و قدرت الهیrlm;:یکی از راهrlm;های مهم اثبات امکان <<طول عمر>>، <<اعجاز>> و قدرت الهی است. با توجه به نصوص معتبر روایی، حضرت مهدی(عج)، با قدرت الهی زنده است و در میان مردم به حیات خود ادامه میrlm;دهد، همان خدایی که آتش را برای ابراهیم سرد و وسیله سلامتی قرار میrlm;دهد، عیسی و خضر را پس از قرنrlm;ها زنده نگهrlm; میrlm;دارد ؛ میrlm;تواند مهدی موعود را نیز با قدرت بیrlm;کران خود، زنده نگهrlm; دارد.
علامه طباطبائی نیز از مسئله <<طول عمر>> به عنوان <<خرق عادت>> یاد کرده، میrlm;نویسد :<<نوع زندگی امام غایب را به طریق خرق عادت میrlm;توان پذیرفت. البته خرق عادت، غیر از محال است و از راه علم، هرگز نمیrlm;توان خرق عادت را نفی کرد؛ زیرا هرگز نمیrlm;توان اثبات کرد که اسباب و عواملی که در جهان کار میrlm;کنند، تنها همانrlm;ها هستند که ما آنها را دیده rlm;ایم و میrlm;شناسیم و دیگر اسبابی - که ما از آنها خبر نداریم، یا آثار و اعمال آنها را ندیدهrlm; ایم یا نفهمیده rlm;ایم - وجود ندارد. از این رو ممکن است در فردی و یا افرادی از بشر، اسباب و عواملی به وجود آید که عمری بسیاری طولانی - هزار یا چندین هزار ساله - برای ایشان تأمین نماید>> شیعه در اسلام، ص 151.
در هر صورت؛ پیغمبر<<ص>> خبر داده و ائمه معصومین نیز بشارت دادهrlm;اند که حضرت حجت، فرزند امام حسن عسکری، همان کسی است که در بامداد روز نیمه شعبان سال 255ه .ق عالم را به نور جمال خود منوّر ساخته است. او بعد از غیبت بسیار طولانی، ظهور نموده و جهان را پر از عدل و داد میrlm;کند امامت و مهدویت، ج 2، ص 374 و 375.
با توجه به اینکه این بشارتrlm;ها قطعی، مسلّم و متواتر است و خداوند نیز بر هر کاری قادر و توانا است ؛ دیگر جای شبهه و شک و تردید نیست. امام صادق<<ع>> فرموده است :<<در نظرتان شگفت نیاید که خداوند، عمر صاحب این امر را طولانی کند؛ همچنان که عمر نوح را طولانی نمود>>. در این زمینه مطالعه ی کتب حکومت عدل گستر (حسین حیدری کاشانی) ؛ دادگستر جهان (ابراهیم امینی) نیز مفید است.

آیا می دانید بعد از ظهور حضرت مهدی (عج) چه اتفاقاتی رخ می دهد ؟ در قرآن و روایات ائمه از رخدادهای پیش بینی شده و چگونگی حکومت امام زمان (عج) تا شهادت ایشان گفته شده است.

بعد از ظهورامام زمان چه اتفاقاتی می افتد؟
پیامبر اکرم (ص) و انبیای گذشته همگی به ظهور مهدی موعود بشارت داده اند که دنیا در آخرامان تحت حکومت واحده قرار می گیرد و اسلام شرق و غرب عالم را فرا می گیرد، قانون، قانون خدا می شود، حاکمیت مخصوص خداوند متعال می شود.
اما آیا می دانیدبعد از ظهورحضرت مهدی (عج) چه اتفاقاتی می افتد و از زمان ظهور تا شهادت آن حضرت چه رخ می دهد؟ در این بخش ازنمناکبه رخ دادهایی پیش بینی شده بعد از ظهور امام زمان (عج) خواهیم پرداخت.
بعد از ظهور چه خواهد شد؟بعد از ظهور امام زمان چه اتفاقی می افتد؟
یکی از تحولات جهان حرکت وسیرجهان ماده به سوی عالم غیب و بازگشت انسان به سوی خدا و رویاروئی انسان با قدرت او و یا رفتن به سوی ملاء اعلی و آخرت است که قرآن و معارف اسلامی از آن پرده برداشته اند .
در قرآن و کتاب ادیان دیگر آمده است که رستاخیز و قیامت مقدمات و نشانه هایی در پی دارد که یکی از این نشانه ها پیش از برپائی رستاخیز و قیامت حکومت مهدی ـ علیه السلام آخرین منجی بشریت است که تمام انبیاء الهی ظهور او را بشارت داده اند.
ظهور حضرت مهدی (عج) مقدمه ای بر راهیابی به سوی جهان آخرت و البته قبل از برپایی قیامت است.در بسیاری از روایات آمده است است که عده ای از پیامبران و امامان بعد از مهدی ـ علیه السلام ـ رجعت کرده و حکمرانی می کنند . اعتقاد به رجعت یک امر روشن و غیر قابل انکاراست که در روایات بسیار موثقی بدان اشاره شده است.

روایاتی راجع به وقایع پس از ظهور امام زمان(عج)

طبق فرمایش امام صادق علیه السلام پس از حکومت حضرت مهدی ، حکومت یازده مهدی دیگر، آغاز می گردد همانطور که ایشان فرمودند :<<همانا بعد از قائم، یازده مهدی از فرزندان حسین ـ علیه السلام ـ از ما اهل بیت اند>>.[2]
به دلیل وجود برخی ابهاماتی که در کیفیت رجعت و حکومت امامان پس از ظهور موعود وجود دارد نمی توان به طوریقین درباره حوادث و پیش آمدهای آن اظهار نظر نمود . از امور و حوادث پس از حکومت حضرت مهدی -علیه السلام ـ و در آستانه و همزمان با رجعت حکومت یازده مهدی از اولاد امام حسین است که در برخی از روایات به آن اشاره شده است اما هیچ گونه توضیح و تفصیلی درباره آن امامان وجود ندارد . آنچه می توان از ویژگی این بزرگواران گفت این است که آنها افراد وارسته و شایسته ای هستند که چنین لیاقتی دارند.
اقدامات امام زمان بعد از ظهورشهادت امام زمان و غسل امام زمان بعد از ظهور
درباره شهادت امام زمان (علیه السلام) دو دسته روایات وجود دارد که در برخی به وفات حضرت و در برخی دیگر به شهادت آن حضرت اشاره شده است. این روایات عبارتند از :
روایات دسته اول:
1.یکی از معتبرترین روایات که درباره وفات حضرت مهدی بعد از حکومتش می باشد فرموده امام صادق (ع) است که تفسیری است از آیه <<ثُمَّ رَدَدْنا لَکُمُ الْکَرَّهَ عَلَیْهِمْ>>[3] امام صادق (ع) می فرماید:مراد، زنده شدن امام حسین ـ علیه السّلام ـ با اصحاب خود در عصر امام زمان است در حالیکه کلاه خودهای طلائی بر سر دارند و به مردم رجعت امام حسین ـ علیه السّلام ـ و یارانش را اطلاع می دهد تا مؤمنان به شک و تردید نیفتند.
این در حالی است که حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ در میان مردم حضور دارد. هنگامی که مردم امام حسین ـ علیه السّلام ـ را به خوبی شناختند و به او ایمان پیدا کردند، مرگ حضرت حجّت ـ علیه السّلام ـ فرا می رسد و امام حسین، غسل و حنوط و کفن و خاک سپاری حضرت را برعهده می گیرد زیرا که امام را جز امام، غسل نمی دهد>>[4].
غسل و کفن حضرت حجت توسط امام حسین (ع)
2.یکی دیگر از روایاتی که از امام صادق به وفات حضرت مهدی (عج) اشاره می کند این فرموده ایشان در جواب به این سوال است که:اولین کسی که به دنیا رجعت خواهد کرد چه کسی است؟ می فرماید:اولین رجعت کننده به دنیا، امام حسین است که پس از رجعت او و یارانش در حالیکه هفتاد پیامبر نیز او را همراهی می کنند، حضرت قائم (عج) انگشترش را به امام حسین واگذار می کند و چشم از جهان فرو می بندد امام حسین ـ علیه السّلام ـ نیز تجهیز، غسل و کفن و دفن حضرت را برعهده می گیرد>>[5].
دسته دوم:
دومین روایات آن دسته هستند که به شهادت همه معصومین و حضرت مهدی (عج) اشاره دارند:
امام حسن مجتبی ـ علیه السّلام ـ می فرماید:و الله لقد عهد الینا رسول الله ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ ان هذا الامر علیکم اثنا عشر اماماً من ولد علی و فاطمه، ما منا الامسموم او مقتول>>[6] به خدا سوگند رسول خدا این عهد و وعده را به ما داده است که امر امامت را دوازده تن از فرزندان علی ـ علیه السّلام ـ و فاطمه ـ علیها السّلام ـ به دست خواهند گرفت و هیچ کدام از ما نیست مگر اینکه یا به وسیله سم و یا با کشتن، شربت شهادت خواهند نوشید.
اولین رجعت کننده به دنیا پس از ظهور مهدی کیست؟
2-3٫همچنین فرموده گرانقدری از امام صادق ـ علیه السّلام ـ وامام رضاـ علیه السّلام ـ وجود دارد که به شهادت همه امامان اشاره دارد:<<ما منا الامسموم او مقتول>>[7] هیچ یک از ما نیست مگر اینکه مسموم و یا مقتول می باشد.
بر اساس احادیث امام حسن و امام صادق وامام رضاعلیها السلام علمای شیعه روایات دال بر شهادت را ترجیح داده اند و همگی به شهادت رسیدن این حضرت را قبول دارند همچنین مرحوم علامه مجلسی در بحارالانواردر این باره نوشته است که <<انهم ـ علیهم السّلام ـ لا یموتون الا بالشهاده>>[9]؛ این بزرگواران نمی میرند مگر با شهادت.
بعد از ظهور امام زمان چگونه به شهادت میرسند؟
در برخی از منابع شیعیان فقط یک روایت درباره چگونگی شهادت امام عصر وجود دارد اما این روایت موثق نیست و در منابع معتبر شیعی نقل نشده است . در این روایت نقل شده قاتل حضرت زنی به نام سعیده از طایفه بنی تمیم و دارای محاسن و ریش شبیه مردان است که هنگام عبور حضرت، از بالای بام سنگی را به سوی حضرت پرتاب می کند و حضرت را به شهادت می رساند[11]اما این روایت معتبر نیست وکیفیت و نحوه شهادت آن حضرت چندان روشن نمی باشد.
به شهادت رسیدن حضرت مهدی توسط یک ولین قبری که بعد از ظهور شکافته می شود قبر کیست؟
امام صادق ـ علیه السّلام ـ می فرماید:<<اولین کسی که قبر او شکافته می شود و به سوی دنیا باز می گردد، حسین بن علی ـ علیه السّلام ـ است.>>[11] و در جای دیگر که اشاره به طولانی بودن حکومت امام حسین در عصر رجعت دارد ، می فرماید:<<نخستین فردی که به دنیا باز می گردد، حسین بن علی است پس حکومت می کند تا وقتی که در اثر پیری ابروان او بر چشمانش می افتد.>>[12]
جابر در روایتی از امام باقر ـ علیه السّلام ـ می فرماید :امام حسین (ع ) در روز عاشورا پیش از شهادتش درباره رجعت خود و یارانش اینگونه سخن گفت:<<بشارت باد شما را به خدا قسم اگر این قوم ما را بکشند، ما نخستین کسانی هستیم که نزد پیامبرمان باز می گردیم و تا مدتی که خدا بخواهد توقف خواهیم کرد، آن گاه من اولین کسی هستم که قبرش شکافته می شود و ناگهان از قبر خارج می شوم، در حالی که امیر المؤمنین نیز از قبرش خارج شده و مهدی ما نیز قیام نموده است.>>[13]
این روایت به رجعت امام حسین و امیر المؤمنین همزمان با قیام مهدی موعود (عج) اشاره دارد.در روایت دیگر امام صادق ـ علیه السّلام ـ می فرماید:<<امام حسین ـ علیه السّلام ـ همراه با شهدای کربلا و هفتاد پیامبر، بازگشت می نماید. رو می آورد به سوی دنیا امام حسین همراه با کسانی که با وی به قتل رسیده بودند و همراهی می کنند او را هفتاد پیامبری که با موسی بن عمران مبعوث شدند. آن وقت حضرت قائم انگشترش را به او می سپارد.>>[14]
قبر امام حسین (ع) اولین قبری که در قیامت شکافته می شود
پی نوشت ها:
1- کورانی، علی، عصر ظهور، ترجمه مهدی حقّی، تهران، امیرکبیر، 1385ش، ص355٫
2- شیخ طوسی، غیبت، قم، موسسه المعارف الاسلامیه، 1411ق، ص229٫
3- سوره مبارکه اسراء، آیه 6٫
4- بحار الانوار، ج 27، ص 217، موسسه الوفاء ـ بیروت.
5- همان ، ج 27، ص 217٫
6- همان و اعلام الوری باعلام الهدی، طبرسی، ص 349، دارالمعرفه ـ بیروت.
7- همان و اعلام الوری باعلام الهدی، طبرسی، ص 349، دارالمعرفه ـ بیروت.
8- چشم اندازی به حکومت مهدی، نجم الدین طبسی، ص 214، چاپ اول، 1381، بوستان کتاب ـ قم.
9- بحار الانوار، ج 27، ص 213٫
11- تاریخ ما بعد الظهور، سید محمد صدر، ص 881، مکتبه الامام امیرالمؤمنین ـ علیه السّلام ـ، اصفهان.
11- میزان الحکمه، ج 4، ص 58، ش 6932، محمدی ری شهری، چاپ مکتب الاعلام، 1362 هـ .ش.
12- معجم احادیث المهدی، ج 5، ص 328، ش 1766٫
13- بحار الانوار، ج 53، ص 61، حدیث 52٫
14- معجم احادیث المهدی، ج 3، ص 89،

امام زمان (عج) کجا زندگی می کنند؟!

این نامعلوم بودن محل زندگی آن حضرت در دوران غیبت کبرا سبب شده تا عده ای به گمانه زنی هایی سست و واهی بپردازند و به طرح محل هایی که اثبات آنها کاری بس مشکل است، روی آوردند.

در گوشه ای از جهان، غریبی است غمناک از رنج تنهایی! غریبی ایستاده در انتظار، بر بلندایی به طول تاریخی چندصدساله. این که کدامین خاک بر قدم های ایشان بوسه می زند پرسشی است بی پاسخ.

چرا که پنهان زیستی حضرت مهدی (عج) نه فقط چگونگی زندگی ایشان را در هاله ای از اسرار فرو برده که بسیاری از موضوعات مربوط به حیات آن حضرت (عج) را نیز جزء امور پنهان نظام هستی قرار داده است.
از این رو، یکی از مهم ترین این امور پنهان، محل زندگی آن حضرت (عج) در طول غیبت ایشان است که بسیاری علاقمندند بدانند آن امام غریب (عج) در کدامین بخش از کره خاکی به گذران عمر می پردازد و کدامین قسمت از زمین افتخار این منزلت را دارد؟ با سیری در کلام نوانی معصومین علیهم السلام شاید بتوان تا اندکی این معما را گشود.
در روایات به محل زندگی آن حضرت (عج) اشاراتی شده است اما روایات در این زمینه به دو دوره غیبت صغرا (از سال 260 تا 329 قمری) و دوران غیبت کبری تقسیم بندی می شود.
۱ - محل زندگی در دوران غیبت صغرا
غیبت صغرا عبارت است از دوران پنهان زیستی کوتاه مدت حضرت مهدی علیه السلام که طبق دیدگاه مشهور با شهادت امام عسکری علیه السلام در سال 260 قمری آغاز شده و با رحلت چهارمین نایب خاص آن بزرگوار (عج) در سال 329 به پایان رسیده است که در مجموع نزدیک به ۷۰ سال می شود.
اگر چه به روشنی محل زندگی آن حضرت (عج) در این دوران مشخص نیست و از برخی روایات و قرینه ها به دست می آید که این مدت را حضرت (عج) به طور عمده در دو منطقه سپری کرده اند؛ یکی منطقه عراق و دیگری مدینه.
از امام صادق علیه السلام در این زمینه نقل شده است که فرمودند: <<برای حضرت قائم علیه السلام دو غیبت است یکی کوتاه و دیگری طولانی. در غیبت نخست جز شیعیان مخصوص از جای آن حضرت خبر ندارند و در غیبت دیگر جز دوستان مخصوصش از جای او خبر ندارند. >>
در دوران غیبت صغرا از سفیران چهارگانه (نواب خاص) کسی نزدیکتر به آن حضرت (عج) ذکر نشده است و ایشان نیز همگی در عراق زندگی می کردند و همواره با حضرت در ارتباط بودند و توقیعات فراوانی از طرف حضرت به دست آنها می رسید و بنابراین می توان گفت: بخشی از عمر آن حضرت در این دوران درعراق سپری شده است.
دسته ای از روایات به صورت مطلق (بدون در نظر گرفتن صغرا و کبرا بودن غیبت) زندگی حضرت را در دوران غیبت، در مدینه ذکر کرده اند که با توجه به روایات دسته نخست می توان گفت: ممکن است بخشی از دوران غیبت صغرا در مدینه سپری شده باشد.
امام باقر علیه السلام در این باره فرمودند: <<به ناگزیر برای صاحب این امر، عزلت و گوشه نشینی خواهد بود و طیبه(مدینه) چه منزلگاه خوبی است.>>
بنابراین جمع بین دو دسته روایات به این صورت است که آن حضرت (عج) در مدینه حضور داشته اند، ولی به سبب ارتباطی که آن حضرت با نواب داشته اند، بخشی از عمر خود را در عراق سپری کرده اند.
2. محل زندگی در دوران غیبت کبرا
غیبت کبرا به مدت زمان پنهان زیستی حضرت مهدی علیه السلام گفته می شود که با وفات آخرین نایب خاص در سال 329 قمری آغاز شد و همچنان ادامه دارد و فقط خداوند متعال است که پایان آن را می داند. همانگونه که پنهان زیستی حضرت در این دوران به کمال میرسد و نیابت مانند دوران غیبت صغرا وجود ندارد محل زندگی آن حضرت نیز نامشخص تر می شود.
در این دوران است که هرگز نمی توان به طور قطع مشخص کرد آن حضرت کجا زندگی می کند. البته روایات به محل های گوناگونی اشاره کرده اند که از جمله آنها می توان به چند مورد اشاره کرد.
الف) مدینه
برخی از روایات به صورت عام و بدون قید زمان غیبت صغرا، مدینه را جایگاه آن حضرت در دوران غیبت دانسته اند.
ب) ناحیه ذی طوی
ناحیه ذی طوی در یک فرسخی مکه و داخل حرم قرار دارد و از آن جا خانه های مکه دیده می شود. برخی روایات آن محل را مکانی معرفی کرده اند که حضرت بخشی از زمان غیبت را در آنجا سپری می کنند.
امام باقر علیه السلام در این باره فرمود: <<صاحب این امر را در برخی از این دره ها غیبتی است و با دست خود به ناحیه ذی طوی اشاره کرد.>>
ج) دشت ها و بیابان ها
از برخی روایات نیز استفاده می شود که آن حضرت در طول غیبت محل خاصی ندارند و همواره در سفر به سر می برند.
از امام باقرعلیه السلام نقل شده که وقتی شباهت های حضرت مهدی علیه السلام به انبیا را بیان می کردند، چنین فرمودند: <<واما شباهت او به عیسی جهان گردی (نداشتن مکان خاص) است.>>
هم چنین چنان چه بپذیریم آن چه به نام شیخ مفید صادر شده توقیع حضرت مهدی علیه السلام است، در آن جا نیز به نامعلوم بودن مکان حضرت اشاره شده است.
در آن نوشته چنین بیان شده است: << با این که ما بر اساس فرمان خداوند و صلاح واقعی ما و شیعیان مومن مان تا زمانی که حکومت دنیا در اختیار ستمگران است، در نقطه ای دور و پنهان از دیده ها به سر می بریم>>
این نامعلوم بودن محل زندگی آن حضرت در دوران غیبت کبرا سبب شده تا عده ای به گمانه زنی هایی سست و واهی بپردازند و به طرح محل هایی که اثبات آنها کاری بس مشکل است، روی آوردند. افسانه جزیره خضرا و مثلث برمودا و . حکایت هایی است که در تاریخ پر فراز و نشیب این اعتقاد سترگ رخ نموده است ولی همواره روشن گران این عرصه ، مردم را از فرو غلتیدن در بیراهه ها حفظ کرده اند.
البته پیش از آن نیز، بی خبرانی به شیعه تهمت زده اند که آنها معتقدند حضرت مهدی علیه السلام در دوران غیبت در سرداب سامرا زندگی می کند که در این جا مناسب است اشاره ای کوتاه به آن داشته باشیم. بیشتر خانه ها در مناطق گرم سیر عراق از گذشته سرداب(زیر زمین) داشت تا ساکنان خانه از شدت گرمای تابستان در امان باشند. خانه حضرت عسکری علیه السلام در سامرا نیز دارای سرداب بود.
این سرداب محل زندگی و عبادت امام هادی، امام عسکری و حضرت بقیه الله علیهم السلام بود و دیدارها با حضرت (عج) (در زمان پدر) در همین منزل و در همین سرداب صورت می گرفت. به همین جهت شیعیانی که پس از شهادت امام عسکری علیه السلام برای زیارت قبر آن امام و پدر بزرگوارشان علیهمالسلام وارد سامرا می شدند، پس از زیارت قبر آن بزرگواران (ع)، در محل عبادت سه امام بزرگوار علیهم السلام نماز می خواندند و آن جا را زیارت می کردند.

یکی از مسائلی که در حوزه مهدویت، اندیشه مهدوی پژوهان را به خود جلب کرده است، محتوای برخی روایات است. با درنگ در برخی احادیث مهدویت با روایاتی مواجه می شویم که در آنها این چنین بیان شده است که هرگاه امام مهدی(عجله الله تعالی فرجه) ظهور نماید، گویی آیین و دین جدیدی خواهد آورده![1] در این نوشتار به بررسی و جواب این تفکر خواهیم پرداخت. برای پاسخگویی به سؤال مورد نظر درنگ در نکاتی که ارائه خواهیم داد بسیار اهمیت دارد. نکته اول:اگر با دید محققانه و منصفانه به تاریخ صدر اسلام نگریسته شود، و در محتوا و آیین وحیانی که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله) مبلغ و مروج آن بود خوب تأمل شود، اقرار خواهیم داشت، بخش مهمی از رسالت نبوی (مرجعیت دینی اهل بیت (علیهم السلام)) که به نوعی تکمیل کننده آیین آسمانی پیامبر بود،[2] در اثر زیاده خواهی عده ای خواص به دست فراموشی سپرده شد، این در حالی است که اهمیت و جایگاه ولایت امری و مرجعیت دینی اهل بیت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله) از چنان اهمیتی برخوردار است که باری تعالی به پیامبر خود می فرماید: اگر در ابلاغ این امر کوتاهی کنی و حقیقت آن را برای مردم تبیین و روشن نکنی گویی رسالت خود را به اتمام نرسانده ای. <<اى پیامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، كاملًا (به مردم) برسان! و اگر نكنى، رسالت او را انجام نداده rlm;اى.>> [3]

نکته دوم:در صدر اسلام پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله) دو ثقل مهم را برای هدایت و سعادت جامعه اسلامی به یادگار گذاشت، یکی کتاب آسمانی و دیگر اهل بیت (علیهم السلام) خود، این مطلبی است که حتی علمای اهل سنت در کتب روایی خود به آن اذعان داشته و آن را در کتب خود ثبت و ضبط کرده اند.[4]، این در حالی است که بعد از رحلت پیامبر گرامی اسلام عده ای از صحابه به بهانه <<کافی بودن کتاب آسمانی>> جامعه اسلامی را از برکات وجودی خاندان عصمت و طهارت محروم کردند.[5] ما نباید به منظومه احادیث اسلامی به گونه جزیره ای نگاه کنیم؛ چرا که این رویکرد غلط موجب می شود ما از فهم دقیق معارف اسلامی محروم بمانیم، دیدن یک حدیث و رها کردن احادیث فراوان دیگر، برداشت سطحی از روایات را برای افراد به دنبال خواهد داشت، هر چند ما در احادیث امام مهدی شناسی (علیه السلام) با احادیثی مواجه می شویم که بیان گرد آوردن <<امری جدید>> است، ولی باید این احادیث را در کنار احادیث دیگر مشاهده کنیم، احادیثی که گویای این است که امام مهدی (علیه السلام) اقامه کننده سنت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله) است و امری که ایشان اقامه می کنند در واقع همان سنت و شریعت نبوی است نه شریعتی جدید، کتابی که او معارف آن را تبیین خواهد کرد، همان کتاب قرآن موجود در جامعه اسلامی است نه کتاب جدید دیگری. نکته سوم:با کنار گذاشتن مرجعیت دینی اهل بیت (علیهم السلام) جامعه اسلامی از بسیاری از معارف و آموزه های اسلامی محروم ماند، به طوری که پس از قرن ها برخی از آنها به این باور رسیده اند که آن معارف جز دین نبوده و به تبع ومی برای پیروی و انجام آن معارف در دین نیست، با این کار نه تنها معارف اصیل اسلامی به دست فراموشی سپرده شد، بلکه بدعت هایی در این آیین شکل گرفت. نکته چهارم:نکته بسیار مهمی که در مباحث حدیث شناسی و درایت الحدیث، به خصوص در حوزه مهدویت باید مورد توجه قرار گیرد این است که، ما نباید به منظومه احادیث اسلامی به گونه جزیره ای نگاه کنیم؛ چرا که این رویکرد غلط موجب می شود ما از فهم دقیق معارف اسلامی محروم بمانیم، دیدن یک حدیث و رها کردن احادیث فراوان دیگر، برداشت سطحی از روایات را برای افراد به دنبال خواهد داشت، هر چند ما در احادیث امام مهدی شناسی (علیه السلام) با احادیثی مواجه می شویم که بیان گرد آوردن <<امری جدید>> است، ولی باید این احادیث را در کنار احادیث دیگر مشاهده کنیم، احادیثی که گویای این است که امام مهدی (علیه السلام) اقامه کننده سنت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله) است و امری که ایشان اقامه می کنند در واقع همان سنت و شریعت نبوی است نه شریعتی جدید، کتابی که او معارف آن را تبیین خواهد کرد، همان کتاب قرآن موجود در جامعه اسلامی است نه کتاب جدید دیگری. [6] تنها فرقی که در امر امام مهدی وجود دارد این است که ایشان آیین نبوی را بدون هیچ تحریف و تغییری برای امت بیان می کنند. سخن آخرخلاصه کلام اینکه امام مهدی (عجله الله تعالی فرجه) هیچ گاه کتاب جدیدی غیر از قرآن موجود را نخواهد آورد، ایشان هیچ گاه شریعتی غیر از شریعت ناب نبوی، که به دور از هر گونه تحریف و بدعت است را تبلیغ نخواهد کرد. در واقع امام مهدی (علیه السلام) مبلغ و مروج سنت ناب محمدی است، سنت وحیانی که بسیاری از مباحث اعتقادی، اخلاقی و اجتماعی آن در جامعه اسلامی به دست فراموشی سپرده شده است، پی نوشت ها: [1]. الغیبة (للنعمانی)، ص233. <<.عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام یَقُومُ الْقَائِمُ بِأَمْرٍ جَدِیدٍ وَ كِتَابٍ جَدِیدٍ وَ قَضَاءٍ جَدِی؛ ابى بصیر كه گفت: ابو جعفر (امام باقر) علیه السّلام فرمود: امام قائم كه قیام كند امرى نو و كتابى نو و قضاوتى نو خواهد داشت.>> [2]. سوره مائده، آیه 3: <<الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذینَ كَفَرُوا مِنْ دینِكُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ الْیَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دینَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْكُمْ نِعْمَتیrlm; وَ رَضیتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دینا>> [3]. مائده، 67. [4]. نسائی، السنن الکبری، ح ۸۱۴۸. [5]. ر.ک: ذهبی، تذکرة الحفاظ، ۱۴۱۹ق، ج۱، ص۹. <<پس از رحلت پیامبر، خلفاء کتابت حدیث را ممنوع کردند. ابوبکر علت این منع را اختلاف راویان و به تبع آن اختلاف بین مردم اعلام کرد و تمسک به قرآن را برای شناخت حلال و حرام و دستورات دینی کافی دانست.>> [6]. كمال الدین و تمام النعمة، جrlm;2، ص411، ح6. <<جناب صدوق در کتاب خود نقل می کند: جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ جَدِّهِ علیه السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله و علیه وآله: الْقَائِمُ مِنْ وُلْدِی اسْمُهُ اسْمِی وَ كُنْیَتُهُ كُنْیَتِی وَ شَمَائِلُهُ شَمَائِلِی وَ سُنَّتُهُ سُنَّتِی یُقِیمُ النَّاسَ عَلَى مِلَّتِی وَ شَرِیعَتِی وَ یَدْعُوهُمْ إِلَى كِتَابِ رَبِّی؛ قائم از فرزندانم است؛ رسول خدا (صلی الله و علیه وآله) فرمود قائم از فرزندانم نامش نام من است و كنیه rlm;اش كنیه من است و شمائلش شمائل من است و روشش روش من است مردم را بر ملت و شریعت من وادارد به كتاب پروردگارکند


s7.picofile.com/file/8379872168/jamkaran_0202_1024x685.jpg

راه شناخت و نزدیکی به امام زمان(عج) چیست؟ برای شناخت حضرت مهدی علیه السلام وویژگیهای شخصی وکیفیت غیبت وظهورایشان هیچ وسیله ای بهترازآیات شریفه قرآن کریم وروایات معصومین علیهم السلام نیست. بااینکه دراین زمینه وبا اتکای به همین آیات وروایات ،بیش ازهزارکتاب ورساله نوشته شده است .بازهم به طوریقین میتوان گفت که درتمامی آنها ،جزبخش کوچکی ازمعارف مربوط به این آخرین ذخیره الهی تبیین نشده است .زیرا ابعادوجودی ایشان را -همچنان که درباره ی امیرالمومنین علیه السلام فرموده اند -کسی جزخدا وپیامبر(ص) به تمام وکمال نشناسد .وبازکلام خدا وپیامبرواهل بیت را هرکسی به درستی فهم نتواند کرد. علاوه براین ،خاصیت دوران غیبت است که نمیتوان مطمئن بود که همه فرمایشات آنان به مارسیده باشد . بااین همه ،آنچه در کتاب هاآمده است بسان برگرفتن قطره هایی ازدریایی بیکرانه ،که گفته اند: آب دریارااگر نتوان کشید*** هم به قدرتشنگی بایدچشید ازکتابهای خوب وبه روز درمهدویت کتاب آقای مجتبی تونه ای به نام موعودنامه (فرهنگ الفبایی مهدویت ) است.

ویامیتوان اینگونه جواب داد: مابرای شناخت حضرت ولی عصر(عج) 4راه معرفی میکنیم : 1)قرآن وسنت،عرفان وحکمت قبل ازتوضیح این اصول 4گانه درشناخت امام زمان (عج) ذکریک مقدمه ضروری است ، مساله مهدویت علاوه براینکه یک امرمسلم دینی واسلامی است ، تقریباً به عنوان یک موضوع عمومی در میان بسیاری ازمجامع وامتهای گذشته مطرح بوده وموردانتظاربشری قرارگرفته است .[دایرة المعارف فارسی] بعدازذکراین مقدمه کوتاه به معرفی چندراه برای شناخت حضرت امام زمان (عج)می پردازیم الف) قرآن کریم : قرآن کریم تجلی ذات باری تعالی برنبی مکرم اسلام (ص) است.برخی از آیات قرآن،ظهوردرمساله مهدویت داشته ومباحث پایان وآینده جهان را بررسی میکنندوبرخی دیگر ازآیات باعنایت به روایات به تأویل برده شده است . به عنوان نمونه 2آیه راذکرمیکنیم : 1.مادر<<زبور>> بعدازذکر<<تورات>> نوشتیم،سرانجام بندگان شایسته من وارث وحاکم زمین خواهندشد. [انبیا،105] امام باقرعلیه السلام درتاویل وتغییراین آیه شریفه فرموده اند: <<این بندگان شایسته که وارثان زمین گردند ،حضرت مهدی (عج) واصحاب اودر آخرامان هستند>>[طبرسی،ابوعلی الفضل بن الحسن؛مجمع البیان،ج 7ص66؛داراحیاءالتراث،بیروت1406] 2.خداوند برای آنهایی که ایمان آورده وعمل صالح انجام داده اند ،وعده داده است که آنان راخلیفه روی زمین نموده ،همانگونه که پیش ازآنها راخلیفه ساخته بود.[نور،56] امام سجاد علیه السلام بعدازتلاوت این آیه شریفه فرموده است :<<اینان ازشیعیان ماهستند.خداوند این کاررادرحق آنان به دست مردی ازخاندان ما خواهدکرد.آن مردمهدی این امت است >>[طبرسی ،همان ص152- مجمع البیان] ب) سنت: روایات گسترده ای ازمنابع حدیثی امامیه همانند کمال الدین وتاج النعه(شیخ صدوق )،الغیبة(طوسی)، الغیبة(نعمانی)،اصول کافی (کلینی)و. به مساله مهدویت پرداخته ومباحث آن راشناسانده اند ودرکتابهای حدیثی اهل سنت نیزروایات نبوی متعددی درموردمساله مهدویت ذکرشده است که درذیل به عنوان نمونه چندروایت ذکرمیشود: 1.حضرت مهدی (عج) درصحیفة فاطمةزهراسلام الله علیها،جابرمیگوید: روزی برفاطمه (س) واردشدم ،صحیفه ای را دردست مبارک او دیدم که اسم پیامبر(ص) وتمامی اسامی ائمه دوازده گانه (ع) درآن ثبت شده بود. وجابرهمه آن اسامی راذکرکرده که ازجمله اسم مبارک حضرت مهدی (عج) دراین روایت چنین آمده است <<اباالقاسم ،م ح م د بن الحسن وهوحجةالله تعالی علی خلقه امّه جاریه واسمها(نرجس)>> 2.طبرسی ازامام باقرعلیه السلام آورده است که آن حضرت خطبة رسول اکرم (ص) درروزغدیررادریک حدیث طولانی آورده است که دربخشی ازآن درباره وجودمبارک امام مهدی (عج) این چنین فرموده است <<بدانیدکه او(امام مهدی ) باقی مانده حجت هایی است که حجتی بعدازاونخواهدبود.اوولی خدادرزمین وحاکم درمیان خلق، وامین درنهان وآشکاراست >> 3.ابن سعیدخدری ازرسول اکرم (ص) :<< درامت من مهدی است که پس ازخارج شدن ازغیبت ،زمین راپرازعدل نموده ،چنان که ازجوروستم پرشده باشد>>[ ترمذی ،ابی عیسی محمد،صحیح ترمذی،ص 270،چ قدیم،مصر] 4.ازرسول اکرم (ص) به مهدی بشارت می دهم ،مردی ازقریش وعشرت من می باشد >>[ابن حجرهیثمی ،شهاب الدین احمدشافعی ،صواعق المحرقه،ص99،مکتبه القاهره،1385ق ] وهمچنین روایت زیادی ازفریقین دراین مورد رسیده است که زمینه بیان آن نمی باشد . ج) عرفان عرفان راه دیگری برای شناخت امام زمان (عج) .عرفای اسلامی که اصحاب کشف وشهودند مساله مهدی موعودرا مطرح کرده وبرعظمت مقام آن تاکید نموده اند .آنان این مطلب رادرقالبهای شعرونثربه دیگران رسانده اند.ودرعرفان این موضوع رادرحقایق مسلم دین ووقایع حتمی جهان می دانند. ازآن حضرت به قطب زمان ،ولی دوران ،خاتم اولیاءیادکرده اند .وبه چندنمونه از دیدگاه عرفانی اشاره می شود: 1.شیخ عطارنیشابوری،عطارکه مطالب عرفانی فراوانی دربعدشخصیتی حضرت مهدی (عج) گفته است ،به نمونه ای ازاشعاراودرباره آن حضرت اشاره می گردد: اوست باب اولیاء عین الیقین اوست اسرار معانی را معین اوست دانا درهمه روی زمین اوست بنیادوهمه اسراردین اوست عالم برعلوم اولین اوست ظاهربرظهورآخرین . نام او،نام محمد(ص) آمده خلق او،خلق احمدآمده. صدهزاران اولیاروی زمین ازخداخواهندمهدی رایقین یاالهی ،مهدی راازغیب آرتاجهان عدل گرددآشکار 2.محمودشبستری ،ایشان تحت عنوان <<قاعدة ختم ولایت >>می گوید: << غرض ازختم ولایت وجودمبارک حضرت مهدی (عج) است که سلسله ولایت به اوختم می گردد .حقیقت کمال به نقطةدائرة اخیربه ظهورمی رسدکه خاتم اولیاءباشد.یعنی دائره وجودولایت مطلقه حضرت مهدی (عج) که نقطه ختم ولایت است ،درحقیقت مظهر همه ولایتهاست که دروجودانبیاواولیاءگذشته فردفردوجودداشته اندودراین نشئه به وجودخاتم اولیاحضرت مهدی ظهوریافته است ح) حکمت حکما وفلاسفه اسلامی نیزبه مساله ولی کامل وخلیفه خدادرزمین توجه داشته وبرمبنای اندیشه خوداز آن سخن گفته وآن راشناسانده اندکه به چندنمونه ازنظریه بزرگان اهل حکمت اشاره می شود : 1.معلم ثانی ابونصرفارابی ،حکیم فارابی درتحلیلی که دارد ،زندگی صحیح اجتماعی رادرمدیریت کامل وآگاه به زمان ومکان می داند وآن مدیر کامل را به زمان حضوروغیبت پیش بینی کرده می گوید: رئیس مدینه فاضله ،نمی تواند هرکسی باشد. وکسی می تواند که دارای ملکة کامل باشد ،چنین انسانی ،انسان کامل است .که بالفعل هم عقل است وهم معقول ،هم مدیراست وهم مدبّر،هم معلم است هم مرشد.اواشراف کامل برهمه دارد.زیرا بقای مدینه فاضله ،به امام ورهبراست .واینگونه رهبرمتصل به عقل الهی است وازبرکت علم تأویل برخوردارمی باشد.وبه همه معارف حسی وغیرحسی آشنایی کامل دارد.وچنین انسانی شایسته ی خلافت الهی درزمین است .وارتباط باعالم غیب داشته ،دربیان معارف اشتباه نمی کندوبعدمی گوید:اگرزمانی چنین انسانی درجامعه حضورنداشت وازمنظرها پنهان ودرحال غیب به سرمی برد،بایدشرائع واحکامی را که این رئیس ویاامثال آن درحال حضوروضع کرده اند ،بگیرند وهمان ها را قوانین قطعی جامعه قرار دهند وجامعه را به آن اداره کنند 2.شیخ اشراق ،شهاب الدین سهروردی می گوید:هیچ گاه عالم از حکمت وازوجود کسی که قائم به حکمت است وحجت های روشن خدا درنزداو می باشد ،خالی نخواهدبود. واین کس همان خلیفه خدا درزمین است .پس درهر زمانی چنین شخصی بهم رسد که نمونه کامل علم وعمل بوده ورهبری امت به اوبوده وخلافت الهی درزمین نیزبه عهده او می باشد . وزمین هرگز ازچنین انسانی تهی نخواهد ماند.اما این چنین رهبر وپیشوای جامعه ،گاهی درظاهربوده وحکومت تشکیل می دهد .وگاهی درنهایت نهانی بوده ودرغیبت به سرمی برد .وآن که درغیبت به سرمی برد مردم او را <<قطب زمان>> می نامند. او درجای بی نشانی زندگی کرده وازاونشانی دردست نمی باشد. هرگاه این امام ورهبرظاهرگردد ودرراس حکومت قرار گیرد ،زمان ،زمانی نورانی خواهدشد. مراکزمرتبط باموضوع 1.مرکزمطالعات وپژوهش های فرهنگی حوزه علمیه قم،گروه مهدویت 2.مرکزتخصصی مهدی موعود،تلفن 7737801. 3.موسسه فرهنگی انتظارنور،تلفن: 32- 7746830. 4.کتابخانه تخصصی مسجدمقدس جمکران. 5.کتابخانه تخصصی مهدویت،سازمان تبلیغات اسلامی ،291143و.


آیا در سیره کلامی پیامبر (ص) توضیح و صفاتی درباره امام عصر(عج) و آخرامان آمده است؟

پیامبر(ص) پیرامون مهدویت بیشترین روایات را داشته اند، به طوری که ایشان دربیش از 560 روایتدرباره مهدویت و موضوعات مختلف آن شامل: ولادت پنهانی، وضعیت مردم در دوران غیبت، طول عمر و حکومت جهانی امام مهدی(عج)، عدالت و امنیت در دولت کریمه و . مطالبی را بیان کرده اند که هرکدام از این ها نیازمند تفسیر بوده و در این راستا هرکدام از ائمه معصومین(ع) مباحثی را پیرامون مهدویت بیان کرده اند.

اهمیت بیان مباحث مهدوی نزد رسول گرامی اسلام(ص) چگونه بوده است؟

جالب است بدانید که ایشاندر روز غدیر فراز از خطبه های خود را به وجود مقدس امام زمان (عج) اختصاص داده اند، یعنی زمانی که ایشان ماموریت داشتند تا موضوع مهم ولایت امیرالمومنین(ع) را بیان کنند، به موضوع مهدویت و آخرامان نیز اشاره می فرمایند که متاسفانه دستخوش انحرافاتی قرار می گیرد، به طوری که 70 روز بعد از غدیر، حرف پیامبر(ص) زمین می ماند و امت اسلام به گونه دیگر اداره می شود.

چه ویژگی ها و مباحثی پیرامون آخرامان در کلام نبوی مورد اشاره قرار گرفته است؟

معصومین (ع) پیش بینی ها و مطالب متعددی پیرامون دوران آخرامان و زمان نزدیک به ظهور امام زمان (عج) بیان کرده و پیش بینی هایی از آن زمان ارائه داده اند چنان که امیرالمومنین امام علی(ع) از قول پیامبر(ص) نقل می کنند که فرمودند:<<سیَاْتی عَلَی النّاسِ زَمانٌ لا یَبْقی فیهِ مِنَ الْقُرْآنِ إِلاّ رَسْمُهُ وَ مِنَ الاِسْلامِ إِلاَّ اسْمُهُ. مَساجِدُهُمْ یَوْمَئِذ عامِرَهٌ مِنَ الْبِناءِ خَرابٌ مِنَ الْهُدی؛ مردم را روزگاری رسد که در آن از قرآن جز نشان نماند و از اسلام جز نام آن، در آن روزگار ساختمان مسجدهای آنان نو و تازه ساز است و از رستگاری ویران.>>

پیامبر(ص) در روایت دیگری پیرامون آخرامان می فرمایند: <<یَأْتی عَلَی النّاسِ زَمانُ. دینُهُمْ دَراهِمُهُمْ وَهَمُّهُمْ بُطُونُهُمْ، وَقِبْلَتُهُمْ نِساؤُهُمْ وَیَرْکَعُونَ لِلرَّغیفِ وَیَسْجُدُونَ لِلدِّرْهَمِ حَیاری سُکاری، لا مُسْلِمینَ وَلا نَصاری؛ برای مردم روزگاری فرا می رسد که. دین و آئین آنها درهم هایشان و همت آنها شکم هایشان و قبله آن ها نشان است. رکوع و سجودشان برای مال دنیاست، در حیرت و مستی خواهند بود و نه مسلمانند و نه نصرانی>>.

در این حدیث حضرت(ص) به فسادهای آخرامان و سردرگمی برخی از مردمان در این ایام اشاره می کنند.

آیا پیامبر (ص) اخباری از ویژگی های دوران ظهور حضرت حجت(عج) را نیز بیان کرده اند؟

پیامبر(ص) در روایات متعددی پیرامون این موضوع فرموده اند کهامام زمان (عج) زمانی ظهور می کنند که دنیا پر از ظلم و جور شده باشدو ایشان عدل و داد را برپا می کنند به طور مثال ایشان فرموده اند: <<یَملَأُ الله بِهِ الاَرضَ قِسطاً وَ عَدلاً کَما مُلِئَت ظُلماً و جَورا>>البته برخی با برداشت اشتباه از این روایت می گویند باید ظلم و جور را در دنیا افزایش داد تا امام زمان (عج) ظهور کنند که این برداشت غلط است زیرا آیات و روایات متعددی در اسلام پیرامون امر به معروف و نهی از منکر و ایجاد صلح و صلاح در جامعه مطرح شده است که با این برداشت از حدیث، تماما زیر پا گذاشته می شود؛ بنابر این حدیثدور شدن از غدیر، مهدویت و ثقلین، گرفتاری در ظلم و ستم است.

براساس این حدیث ظلم و جور زیاد می شود، نه ظالم و ستمگر، لذا ممکن است با ظلم یک ظالم، بسیاری از مردم مظلوم واقع شوند و تحت فشار قرار گیرند.

آیا آخرامان تماما در روایات و احادیث ائمه اطهار(ع) به ویژه رسول گرامی اسلام(ص) دورانی سخت و تاریک است؟

پیامبر(ص) در حدیثی به امام علی(ع) می فرمایند: <<یا عَلِیُّ! اَعْجَبُ النّاسِ ایمانا وَاَعْظَمُهُمْ یَقینا قَوْمٌ یْکُونُونَ فی آخِرِ اَّمانِ لَمْ یَلْحَقُوا النَّبِیَّ وُحُجِبَ عَنْهُمُ الْحُجَّةُ فَآمَنُوا بِسَوادٍ عَلی بَیاضٍ؛ای علی! بدان که شگفت آورترین مردم در ایمان و بزرگترین آنان در یقین مردمی هستند که در آخرامان واقع شده اند، پیغمبر را ملاقات نکرده اند و از امام خود محجوبند و همانا به نوشته که خط سیاهی بر صفحه سفید است، ایمان آورده اند.>>

در روایتی دیگر نقل شده است که پیامبر(ص) در مجلسی فرمودند:<<دلم برای دوستانم تنگ شده است>>اصحاب سوال کردند یا رسول الله(ص(! مگر ما دوستان شما نیستیم و ایشان فرمودند : <<خیر شما اصحاب من هستید، دوستان من کسانی هستند که در آخرامان می آیند و آن قدر ایمان قوی دارند که کار 50 نفر از شما را از جهت فضیلت انجام می دهند و این افراد دوستان من و گرامی ترین افراد امت من هستند>> و اصحاب گفتند ما در جنگ های سختی همچون بدر و احد با شما بودیم آیا باز هم آنان برتر هستند و حضرت(ص) پاسخ دادند: <<اگر آن مشکلات و سختی هایی که بر آنان وارد می شود، برای شما روی می داد، تاب تحمل نداشتید>>. که این نشان می دهد افراد صالح و مومن در آخرامان دارای چه جایگاهی و برتری نسبت به تمام اصحاب هستند.

راه برون رفت از فتنه های آخرامان و قرار گرفتن در زمره گرامی ترین افراد امت با تکیه بر سیره نبوی(ص) چیست؟

برای آنکه بتوانیم در زمره این افراد و مومنان در آخرامان قرار گیریم باید به آنچه اعتقاد داریم صحیح عمل کنیم و خواسته های پیامبر(ص) در مسائل مختلف اعم از شخصی، اجتماعی، عبادی، فرهنگی، اقتصادی و ی را به نحو صحیح و احسن انجام دهیم که در این صورت می توانیم جزء این افراد و منتظران واقعی امام زمان (عج) باشیم و گرفتار فتنه های آخرامانی نشویم.

آیا پیامبر(ص) در ذیل نقل روایات آخرامانی به مردم ایران در این دوران اشاره ای داشته اند؟

پیامبر(ص) در روایتی می فرمایند:<<يَخرُجُ ناسٌ مِنَ المَشرِقِ فَيُوَطِّئونَ لِلمَهدِيِ سُلطانَهُ؛ مردمى از مشرق قيام مى كنند و زمينه حكومت مهدى(عج) را فراهم مى آورند.>> و این روایت در کتب اهل سنت هم بیان شده است که ایشان در ادامه می فرمایند:این قوم از نسل سلمان هستند. البته باید مراقب بود تا تطبیق اشتباهی از این روایات داده نشود زیرا برخی از افراد با این تطابق ها حتی زمان برای ظهور معین کرده و دچار انحراف شدند.

امسال در چهلمین سال انقلاب اسلامی امید داریم که این انقلاب همان انقلاب زمینه ساز حکومت مهدوی باشد و متصل به ظهور امام زمان (عج) باشد که برای این امر باید به تمام دستورات الهی و ائمه اطهار(ع) در تمام زمینه های فرهنگی، ی و اقتصادی عمل کنیم تا ان شاء الله جزء زمینه سازان ظهور باشیم.

متاسفانه، امروز گرفتاری و مشکل برای مردم زیاد شده است اما باید مردم به اعتقادات خود پایبند باشند و دست از آنان نکشند و اگر فرد و مسئولی به دور از اعتقادات و دستورات دین عمل کرد نباید مردم دلسرد شوند و باید پایبند اعتقادات بمانند تا ان شاء الله ظهور محقق شود البته این صبر و تحمل باتوجه به شرایط و مشکلات دوران آخرامان بسیار سخت است و این صبر می تواند انسان را جزء یاران حقیقی امام زمان (عج) قرار دهد.


تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

آخرین جستجو ها

تبلیغات متنی